در شرایطی که این روزها اغلب اصلاح طلبان خواستار شرکت سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری هستند و بازگشت ثبات و آرامش سیاسی و اقتصادی کشور را در آمدن خاتمی جست و جو می کنند، گروهی که خود را «اصلاح طلبان پیش رو» می نامند، بر طبل مخالفت با خاتمی می کوبند و معتقدند بهترین گزینه اصلاح طلب برای انتخابات 88 عبدالله نوری است.
دقیقا مشخص نیست این گروه که در میان اصلاح طلبان اقلیت هم هستند، چه هدفی را دنبال می کنند، اما هرچه هست در روزهایی که بعد از مدت ها اتحاد میان گروه های مختلف اصلاح طلبان در حال شکل گیری است و انسجامی برای جهت دهی مردم به وجود آمده است، این عده به تضعیف خاتمی می پردازند که نتیجه ای جز ایجاد تنش و دو دستگی و در نهایت خشنودی مخالفان اطلاحات نخواهد داشت.
به طرفداران کاندیداتوری عبدالله نوری می توان در سه بخش پاسخ داد:
1. آنچه کاملا روشن و قطعی به نظر می رسد، رد صلاحیت عبدالله نوری از سوی شورای نگهبان است. با توجه به اصل 115 قانون اساسی که یکی از شرایط نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را «حسن سابقه» ذکر کرده است، با در نظر گرفتن محکومیت قضایی نوری و بسیاری تنش های ایجاد شده میان وی و مسئولین عالی رتبه نظام در سال های پایانی دهه 70 آیا می توان کوچک ترین شانسی را برای عبور وی از فیلتر شورای نگهبان قائل بود؟ آشکار است که شیخ احمد جنتی برای رد صلاحیت نوری کار سختی پیش رو نخواهد داشت. بارها شاهد بوده ایم که شورای نگهبان افرادی را رد صلاحیت کرده است که نکته تاریک خاصی نیز در کارنامه خود نداشته اند.
با کنار هم قرار دادن سوابق عبدالله نوری و عملکرد شورای نگهبان در رد صلاحیت ها، خیلی راحت می توانیم نتیجه بگیریم که تایید صلاحیت نوری حتی برای انتخابات مجلس هم محال است چه رسد به انتخابات ریاست جمهوری که حساسیت های شورای نگهبان چندین برابر است.
اینکه اصلاح طلبان موسوم به پیش رو چگونه به تایید صلاحیت عبدالله نوری دل بسته اند علامت سوال بزرگی است، اما با در نظر گرفتن مواردی که اشاره شد آنچه محتمل به نظر می رسد، این است که این گروه بیشتر قصد تحریم انتخابات را دارند و عبدالله نوری گزینه ای است برای ایجاد سر و صدایی کوتاه مدت و سپس تحریم انتخابات. تحریمی که جز پیروزی آسان اصولگرایان و وخیم تر شدن اوضاع سودی نخواهد داشت. تحریم انتخابات پیش از این نیز تجربه شده است و نتیجه آن جز بسط قدرت اقتدارگرایان و بازگشت به عقب و افزایش فشارها نبوده است و بعد از این هم جز این نخواهد بود.
2. بر فرض محال که صلاحیت عبدالله نوری تایید شود، طرفداران وی تصور می کنند وی تا چه میزان قادر به جمع آوری رای است؟ مشکل برخی از نخبگان جامعه و قلم به دستان ما این است که اوضاع را تنها از منظر خود و همفکرانشان و نهایتا افرادی که در اطراف خود می بینند تحلیل می کنند. کمتر اطلاع دارند که در ذهن میلیون ها ایرانی در شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ چه می گذرد. نخبگان ما نباید فراموش کنند که شاید در تهران برخلاف دوره قبل انتخابات، آرای محمود احمدی نژاد به مراتب کاهش یابد، در روستاها و شهرستان های دور و نزدیک اما به هیچ وجه اینگونه نیست. این اشتباه است که همه مسائل را با توجه به نگاه مردم تهران تحلیل کنیم. فعالیت ها و تبلیغات گسترده احمدی نژاد در روستاها و شهرستان های کوچک و بزرگ، میزان هواداران وی را در تهران و شهرستان ها تا حدود زیادی ناهمگن ساخته است و محبوبیت وی در خارج از تهران قطعا بیشتر است.
با توجه به وضعیت فعلی، کدام شعار عبدالله نوری می تواند نظر مردم روستا و شهرستان را جلب کند؟ کدام تبلیغات می تواند افکار مردم کم بضاعت را که دل به سهام عدالت و یارانه نقدی بسته اند تغییر دهد؟ اصلا چقدر از مردم نوری را می شناسند و حتی با بیشترین تبلیغات توجهی به تبلیغات وی خواهند کرد که او چه می گوید چه می خواهد بکند؟ آن اقلیتی هم که توجهی به تبلیغات می کنند تا چه میزان شعارهای نوری برایشان جالب خواهد بود؟
با اطمینان می توان گفت نه تنها عبدالله نوری بلکه هیچ چهره اصلاح طلبی جز سید محمد خاتمی قادر به ایستادگی مقابل احمدی نژاد نخواهد بود. تجربه انتخابات دوره های هفتم و هشتم مجلس و دوره نهم ریاست جمهوری این موضوع را ثابت کرده است. ممکن است طرفداران نوری این مسئله را مطرح کنند که مردم دیگر به خاتمی اعتماد نخواهند کرد. می توان پاسخ داد که در دور دوم انتخابات سال 84 حدود 17 میلیون نفر به احمدی نژاد و 10 میلیون نفر به هاشمی رای دادند. دور از ذهن نیست که آن 10 میلیون نفر سال 88 باز هم پای صندوق خواهند آمد و این بار به خاتمی رای خواهند داد. حال باید به چند نکته توجه کنیم. اول اینکه بسیاری از مردم عامه که نسبت به مسئله فساد اقتصادی حساس هستند، با توجه به اتهاماتی که سال های طولانی است، درست یا نادرست در مورد خانواده هاشمی مطرح شده، چندان دل خوشی از وی ندارند و حتی شاید بتوان گفت بسیاری از لج هاشمی و برای اینکه او به قدرت نرسد رای به احمدی نژاد دادند و در مقابل عده زیادی بودند که فقط به خاطر سلامت اقتصادی احمدی نژاد به او اعتماد کردند و تصور داشتند با از میان رفتن فساد اقتصادی در دستگاه های مختلف توسط وی، مملکت گل و بلبل خواهد شد!
با ذکر این مقدمه و مطرح کردن حساسیت های مردم عامه، می توانیم به این نکته برسیم که شرایط خاتمی با هاشمی از نگاه مردم کاملا متفاوت است. چراکه لایه های مختلف مردم به سلامت اقتصادی، شخصیتی و اخلاقی سید خندان ایمان دارند و خاتمی به لحاظ شخصیتی میان مردم قابل احترام و صاحب جایگاهی ویژه است و طی تمام این سال ها خوشبختانه حرف و حدیث و اتهام خاصی در مورد زندگی خصوصی خاتمی و خانواده اش مطرح نشده است. در واقع نظر مردم در مورد شخص خاتمی مثبت است و دقیقا همین مسائلی که ذکر شد موجب شده که او از کاریزمای فوق العاده ای برخوردار باشد و رای او از هاشمی سال 84 به مراتب بالاتر خواهد بود.
نکته بعدی اینکه بخش گسترده ای از حدود 20 میلیون نفر واجد شرایطی که در چند انتخابات اخیر، از جمله انتخابات 84 پای صندوق نرفتند، با حس کردن نتیجه تحریم و مشاهده معضلات داخلی و تهدیدهای خارجی ناشی از روی کار آمدن رادیکال ها، دیگر خاموش نخواهند ماند، بسیاری از آنان درک کرده اند که اگر هدف از تحریم ایجاد جنبش اجتماعی و نهایتا تغییر رویه صاحبان قدرت است، تا امروز نتیجه معکوس داشته و ما را به عقب برگردانده است. اگر هم هدف گروهی از آن 20 میلیون نفر، براندازی و تغییر نظام است که نتیجه این قصد به فرض دستیابی، جز 100 سال بازگشت به عقب و سیه روزی مردم و تجزیه و نابودی ایران نخواهد بود.
اکنون با تجربه کردن دوره ریاست احمدی نژاد، کاملا قابل لمس است که اغلب مردم از تند روی ها خسته شده اند و برای آرامش و ثبات داخلی و خارجی دوره خاتمی دل تنگ هستند و برای بازگشت خاتمی با جان و دل پای صندوق خواهند آمد.
در مورد علل روی آوردن مردم به خاتمی نکات متعدد دیگری هم قابل ذکر است، برخی از نکات شاید از تحلیل ها دور باشند، اما حقیقتا موثرند. از جمله اینکه بسیاری از مردم مذهبی در نقاط مختلف کشور برای «سید» احترام ویژه ای قائلند و سید بودن خاتمی و عمامه مشکی وی در جلب آرا همچون سال های 76 و 80 تاثیر انکار ناپذیری دارد.
3. حال فرض بگیریم که هر آنچه پیش از این ذکر شد، تحلیل های اشتباه باشد. یعنی اولا عبدالله نوری تایید صلاحیت شود، پس از آن از سوی مردم نیز مورد استقبال قرار گیرد و با اکثریت آرا به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود.
با توجه به سوابقی که از نوری در ذهن داریم، او به هیچ وجه شخصیت مصلحت گرایی نیست که در تقابل با صاحبان قدرت کوتاه بیاید. درگیری های وی را با صاحبان قدرت، در زمان تصدی وزارت کشور در دولت اول خاتمی به یاد آورید. او کسی است که در دادگاه محاکمه اش بسیاری از خط قرمزها را زیر پا گذاشت و مباحثی را مطرح کرد که نهایتا حتی رهبر انقلاب را به واکنش واداشت. طوری که رهبری در یکی از سخنرانی ها بدون اشاره به نام نوری، وی را «بازگو کننده حرف های دشمن» ، «فریب خورده» و «بیچاره و قابل ترحم» معرفی کرد.
حال تصور کنید با این پیشینه وضعیت وی به عنوان رئیس جمهور چگونه خواهد بود. رابطه وی با مجلس، شورای نگهبان، قوه قضائیه و سایر بخش ها قابل پیش بینی است. تنش هایی که با آمدن وی پیش خواهد آمد دقیقا نقطه مقابل خواست اغلب مردم در این مقطع است.
اکثریت مردم امروز با مشاهده نتایج حضور چهره ای رادیکال همچون احمدی نژاد، پیش از هر چیز خواستار آرامش و ثبات و امنیت داخلی و کاهش تهدیدهای خارجی هستند. بازگشت آرامش سیاسی و از میان رفتن رفتارهای خودسرانه و التهابات جامعه، کم شدن تنش های خارجی و کنار رفتن سایه جنگ و در یک کلام ثبات و آرامش سیاسی و اقتصادی آرزوی امروز اقشار مختلف ملت است.
اغلب مردم در حال حاضر نمی توانند چهره رادیکال دیگری را چه اصولگرا باشد و چه اصلاح طلب، بپذیرند و تحمل کنند. چراکه مسلم است آمدن نوری یعنی به وجود آمدن التهابات و تنش هایی جدید، حال از نوعی دیگر.
ممکن است طرفداران نوری بگویند، خاتمی اگر بیاید باز هم مصلحت گرا خواهد بود و کوتاه می آید، پس چه زمانی باید به سوی اصلاحات واقعی و گسترده حرکت کرد؟ باید گفت، اصلاحات در ایران طی یک شب رخ نمی دهد، بلکه پروسه ای زمان بر است که بسیاری از ما آن را حس نمی کنیم. اما کافی است به برخی تفکرات موجود در دهه 60 و اوایل دهه 70 و تعصبات آن زمان نگاهی کنیم و مقایسه ای با وضعیت دوران ریاست جمهوری خاتمی انجام دهیم، می بینیم تغییرات و تفاوت های زیاد و قابل لمسی شکل گرفته است. اگرچه در دوران خاتمی و در زمان فعالیت مجلس ششم مقاومت های فراوان و دلسرد کننده ای از سوی شورای نگهبان و سایر ارکان حکومت صورت گرفت، اما علی رغم همه این ها، نمی توان اصلاحات آرام و نرم این سال ها را در سطوح مختلف جامعه نادیده گرفت. در واقع ما در مسیر اصلاحات نرم قرار گرفتیم و همین اصلاحات رفته رفته تغییرات زیادی را ایجاد کرد و با هدایت صحیح بعد از این هم اصلاحات نرم در پروسه زمانی طولانی مدت جواب خواهد داد و این حرکت با تفکر و تدبر می تواند سرعت بیشتری هم بگیرد.
ما نباید به دنبال راه حل های انتحاری باشیم. شکی نیست که جنبش اصلاحات به چهره هایی با ویژگی های عبدالله نوری نیاز دارد، اما در شرایط فعلی ابتدا باید در قدم نخست بازگشت، به دنبال بازگرداندن آرامش باشیم. سپس آهسته آهسته با تغییراتی نرم و همینطور جلب اعتماد مردم، می توان به سمتی حرکت کرد که فضا برای آمدن شخصیت هایی با خصوصیات نوری هم فراهم شود. اما نباید فراموش کرد، برای شرایط فعلی اولین و آخرین گزینه مناسب اصلاح طلبان که هم تایید صلاحیت می شود، هم مردم او را حمایت می کنند و هم می تواند آرامش را بازگرداند و بستر را برای اصلاحات نرم آماده سازد، فقط و فقط سید محمد خاتمی است.
اعضای هسته مرکزی «پویش دعوت از خاتمی» با دکتر محمدعلي نجفي، رئيس سازمان برنامه و بودجه دولت اصلاحات و وزير علوم و آموزش و پرورش در دولتهاي ميرحسين موسوي و هاشمي دیدار کردند.
به گزارش پایگاه خبری یاری به نقل از موج سوم، دکتر محمدعلي نجفي در اين ديدار صميمانه گفت: «من طرح استراتژي "خاتمي يا هيچكس" را چندان مفيد و بيعيب نميدانم و فكر ميكنم در صورت حضور هر نامزدي بايد در مورد نتايج انتخابات واقعبين باشيم و بيش از اندازه خوشبين نباشيم اما معتقدم اگر اصلاحطلبان به دنبال پيروزي در انتخابات هستند بايد تمام تلاش و همت خود را به كار گيرند كه خاتمي را به ميدان بياورند، چراكه احتمال پيروزي خاتمي از هر اصلاحطلب و ميانهرو و اصولگراي ديگري به مراتب بالاتر است. اما اگر بخواهيم براي شكست وارد انتخابات شويم گزينههاي متعددي پيش رو داريم».
وي افزود: «حضور خاتمي در انتخابات براي او به لحاظ شخصي جز گرفتاری به همراه نميآورد اما بر اساس شناختی که از ایشان دارم مطمئنم اگر به این نتیجه برسند که در شرایط كنوني برای نجات کشور، تکلیف و مسئولیت دارند حتما در عرصه انتخابات حضور خواهند يافت».
معاون خاتمي در دولت اصلاحات ضمن برشمردن پارهاي از بركات حضور خاتمي گفت: «با نامزدي آقاي خاتمی در انتخابات، جدا از حمایت وسيع نخبگان از ایشان، هیجان و موج فراگيري در جامعه ايجاد خواهد شد كه بهترين تضمينكننده سلامت انتخابات است و حضور مردم پاي صندوقها و اختلاف راي نامزد ما با ديگر نامزدها را چنان افزايش ميدهد كه احتمال تخلف موثر كاهش مييابد».
وی گفت: «تأخير در اعلام تصميم خاتمي و مشي حسابشده او تا كنون باعث شدهاست كه جناح مقابل نتواند استراتژي مشخصي در پيش بگيرد و در ابهام بماند، اما اين تأخير نبايد موجب شود كه اصلاحطلبان برنامهريزي براي انتخابات و پس از آن را به تأخير بيندارند، بلكه بايد بكوشند با شناسايي نقاط ضعف و اشتباهات پيشين، برنامهاي قوي براي حل مشكلات و اداره كشور ارائه كنند».
رئيس اسبق سازمان اكنون منحلشدهي برنامه و بودجه افزود: «باید با برنامهاي مشخص برای اداره کشور وارد انتخابات شد و آقاي خاتمي ميتواند از هماكنون صرف نظر از اينكه در نهايت ميآيند يا نميآيند، از نخبگان كشور در حوزه برنامهريزي دعوت به عمل آورند و برنامهاي سنجيده، كيفي و قوي در حوزههای مختلف به جامعه عرضه كنند و افراد مشخصی هم از سوی آقای خاتمی از این برنامهها دفاع کنند تا مردم بدانند که موضع اصلاحطلبان فقط نفی وضع موجود نیست، بلکه برای رفع مشکلات برنامههای راهبردی و طرحهای کاربردی نیز دارند».
دکترمحمدعلي نجفی كه در اين دوره و دوره پيشين از گزينههاي مطرح براي نامزدي در انتخابات رياست جمهوري بودهاست، در بخش ديگري از سخنانش گفت: «گرچه تعدادي از دوستان به من محبت داشتهاند و از من نيز به عنوان يكي از نامزدهاي مطرح نام بردهاند و افراد ديگري هم مطرح شدهاند، اما از نظر من در شرايط كنوني كانديداهاي اصلي اصلاحطلبان به دو نفر محدود ميشوند: آقاي خاتمي و آقاي كروبي؛ و انشاءالله با توافقي كه صورت گرفته در نهايت حتماً اصلاحطلبان به اجماع كامل خواهند رسيد و من هم به عنوان يك ايراني و در حد توان براي رسيدن به اجماع و پيروزي کاندیدای نهایی اصلاحطلبان خواهم كوشيد».
وي با اشاره به پیشنهادهای مختلفی كه برای رسیدن به کاندیدای واحد در جبهه اصلاحات ارائه شده است، گفت: «من خودم هم سازوكاري پيشنهاد داده بودم و اكنون نيز با هدايت مجمع روحانيون مبارز كارگروهي فعال شده است و آقاي كروبي نيز پيشنهادات خوبي دادهاند، اما معتقدم در صورت حضور خاتمي، هر سازوكاري برای انتخاب کاندیدای واحد اصلاحطلبان مورد اجماع قرار گیرد، خروجي آن قطعاً آقای خاتمی خواهد بود».
وی با انتقاد از افرادي كه قاطعيت و ايستادگي خاتمي را زير سؤال ميبرند، اظهار داشت: «تجربه ریاست جمهوری خاتمی نشان داد كه ایشان بیشتر از روسای سابق دولت بر سر مواضعش ایستادگی ميكند و من سخن آنها كه میگويند خاتمی در دوران ریاست جمهوری مقاوم نبود را قبول ندارم. به باور من، ايستادگياي كه ايشان بر سر بسياري از موارد همچون قتلهای زنجیرهای و پارهاي سياستهاي فرهنگي و امور سياسي كرد از كمتر كسي از منتقدان ايشان برميآيد. تصور من اين است كه اتفاقاً آقاي خاتمي اگر بخواهد ميتواند رئيس جمهوري مقاوم و تاثیرگذار باشد».
در ابتداي این دیدار اعضای هسته مرکزی «پویش دعوت از خاتمی» گزارشی از فعاليتهاي خود از جمله رايزنيها، ديدارها و مصاحبهها، سايت «موج سوم»، طومار الكترونيك و كاغذي دعوت از خاتمي و نشستها و همايشهاي پيش رو ارائه كردند و از دکتر محمدعلي نجفي خواستند به فعاليتهاي ارزشمند خود در تشويق خاتمي براي حضور در انتخابات با انگيزه و توان بيشتري ادامه دهد.
در پی انتشار خبری مبنی بر اعلام قریبالوقوع عدم کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی و تلاش وی برای حضور مهندس میرحسین موسوی، خبرنگار پايگاه خبري یاری از اطرافیان این دو چهره برجسته اصلاحطلب صحت و سقم این خبر را جویا شد.
به گزارش پایگاه خبری یاری، در پی طرح این سئوال از اطرافیان و یاران میرحسین موسوی اکثریت قریب به اتفاق آنها ضمن تاکید بر تلاش برای حضور نخستوزیر سابق ایران در صورت عدم کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی تصریح کردند که «ایشان تمایلی برای کاندیداتوری ندارد».
شنیدههای خبرنگار یاری نیز حاکی از آن است که برخی از یاران نزدیک مهندس موسوی در طی هفتههای اخیر به دفتر سیدمحمد خاتمی رفته و از او برای حضور در انتخابات دعوت کردهاند.
همچنین این موضوع را از اطرافیان و نزدیکان سیدمحمد خاتمی جویا شدیم. یکی از اطرافیان رئیس دولت اصلاحات گفت: «اینکه خاتمی به شخصه علاقه به حضور در انتخابات ندارد که از ابتدا کاملا واضح بود، چراکه اگر این علاقه در ایشان وجود داشت، اقشار مختلف مردم از استانها و شهرهای مختلف و همچنین گروهها و چهرههای مختلف سیاسی به حضور خاتمی نمیرفتند تا از او برای کاندیداتوری دعوت کنند».
وی ادامه داد: «آقای خاتمی در طی این مدت سؤالهای مهمی را مطرح کردهاند که پاسخ به این پرسشها میتواند تاثیر عمدهای بر تصمیم خاتمی بگذارد، ضمن اینکه نباید فراموش کرد که در انتخابات سال 76 و 82 نیز آقای خاتمی به شخصه علاقهای برای کاندیداتوری نداشتند و در اواخر با افزوده شدن بر حجم درخواستهای از ایشان برای کاندیداتوری كه همانگونه که خودشان نیز اشاره کردند گاه به به تندی نیز کشیده ميشد در نهایت خواست مردم را بر خواست خود ترجیح دادند».
وی تصریح کرد: «ما در طی این مدت باید تلاش کنيم و سازوکاری جامع و عملیاتی را برای ماندن مردم در صحنه پس از انتخابات طراحی کنیم، چراکه در صورت حضور مردم است که توطئههای گروههای فشار و معاند با اصلاحات خنثی میشود و سرانجام جامعه مدنی در این کشور به طور کامل محقق میگردد».
این منبع نزدیک به خاتمی در مورد زمان اعلام حضور یا عدم حضور خاتمی نیز گفت: «هرچند پیشبینی میشد که این اعلام در بهمن یا اسفندماه صورت بگیرد اما با توجه به افزوده شدن بر حجم درخواستها از سیدمحمد خاتمی برای حضور در انتخابات از یک سو و درخواست برخی از افراد در جبهه اصلاحات که تنها در صورت نیامدن خاتمی کاندیدا خواهند شد برای روشن شدن وضعیتشان، پیشبینی می کنیم که در اواسط آذر آقای خاتمی تصمیم خود را اعلام کنند».
وی خاطرنشان کرد: «هرچند آقای خاتمی در سخنان اخیر خود به شدت از عدم توجه به ظرفیتهای بالای قانون اساسی و اختیارات محدود ریاست جمهوری انتقاد کردهاند، اما ما پیشبینی میکنیم که آقای خاتمی در نیمه آذرماه حضور خود را به صورت رسمی اعلام کنند و برای محقق شدن این پیشبینی باید سازوکار اشاره شده برای ماندن مردم در صحنه را طراحی کنیم».
رئيس ستاد ملي جوانان حامي خاتمي تاکيد کرد: اگر قرار است اصلاحطلبان با كانديدايي واحد به ميدان بيايند بايد به قواعد و اصول ائتلافي پايبند باشند.
به گزارش «موج سوم»، شهابالدين طباطبايي در مراسم افتتاح گروه 88 در استان خراسان رضوي با گراميداشت ياد محمدعلي سعدايي، عضو تازه درگذشته حزب مشارکت اظهار داشت: او بيادعا، صادقانه و پرتلاش تا آخرين لحظات عمر پربرکتش منشا آثار و برکات فراوان بود.
وي با اشاره به اينکه ميخواهم از ستاد ملي جوانان بگويم، تصريح کرد: از جواناني ميگويم كه امروز اينجا يا در هر نقطه ديگري از ايران عزيز گردهم آمدهاند تا براي ادامه و پويايي راه و انديشهاي كه آن را درست ميدانند و بهترين راه نجات كشور است، به تبليغ و فعاليت بپردازند. جواناني كه تعقل و دورانديشي را جايگزين احساسات و تعصبات كردهاند تا با نسل قبل از خود متفاوت باشند.
وي افزود: جواناني كه قرار نيست هرچه را، حتي خوشايند و اغواءكننده شنيدند، بيدليل و استدلال بپذيرند؛ جواناني كه تفاوت استدلال و توجيه را ميفهمند و اين هم يكي از عمده تفاوتهاي آنان با نسل گذشته است؛ جواناني كه اين بار قرار است به راستي در تصميمگيريها شركت كنند تا آنچه تاكنون بر ما گذشته، تكرار نشود؛ جواناني كه ميتوانستند و ميتوانند بيش از آنچه بعضيها تصور ميكنند موثر و مفيد باشند؛ حالا تصميمگرفتهاند خودشان، خودشان را باور كنند و تاثيرگذاريشان را به رخ بكشند.
طباطبايي اظهار داشت: هر سخن يا تحليلي از جانب دوستان، دلسوزان و منتقدان اصلاحات كه به مشكلات و نواقص اصلاحطلبي اشاره ميكند را خطي از جانب مخالفان خود ندانيم، به دليل آنكه ممكن است بيان اشتباهات گذشته يا پذيرش خطاهايمان بهانهاي به دست دشمن يا رقيب بدهد، كمتر به آن نپردازيم.
رئيس شاخه جوانان جبهه مشارکت ايران اسلامي در ادامه با تاکيد بر اينکه اگر انحصارطلبي و تكصدايي ناپسند و مذموم است كه هست، ما نيز نبايد به آن دچار شويم، خاطر نشان کرد: اگر قرار است اصلاحطلبان با كانديدايي واحد به ميدان بيايند، تا آنچه در تير 84 بر سر اين كشور آمد تكرار نشود، بايد به قواعد و اصول ائتلافي پايبند باشيم. اينكه هر كس از اصلاحطلبان جز كانديداي مورد علاقه ما وارد صحنه شد او را تخريب و تخطئه كنيم، مگر چيزي جز انحصارطلبي و قدم گذاشتن در راه کساني است که راه و روش شان را نميپسنديم؟
طباطبايي با بيان اينکه ما هم قبول كنيم كه اشتباه ميكنيم و تلاش كنيم كه در دام اشتباه نيافتيم، تصريح کرد: اگر چنين شد با صداقت اشتباهمان را بپذيريم و درصدد جبران برآييم. گفتار و كردارمان با مردم صادقانه باشد، همه چيز را مطلق و يكجانبه نبينيم، چون كانديداي مورد علاقهمان را دوست داريم، چشم بر نواقص و اشتباهاتش نبنديم و اتفاقاً واقعيت را هرچند تلخ بيان كنيم.
وي ادامه داد: براي حل مشكل در حد توان راهحل و پيشنهاد ارايه كنيم. چشم بر واقعيات جامعه نبنديم و خود را در حلقه خودساختهاي از آنچه مطلوبمان است گرفتار نكنيم، به دور از جامعه به دور خود ننشينيم و نسخههايي نپيچيم كه به كار خودمان هم نميآيد.
وي با اشاره به برگزاري انتخابات رياست جمهوري در هشت ماه آينده، اظهار داشت: دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از راه ميرسد و به دلايل فراوان، اهميتي بيش از انتخابات مشابه خود دارد.
طباطبايي مدعي شد: امروز کساني با جديت به کار خالي کردن جامعه از اعتماد و اطمينان مشغولند، تا همين اندک مانده سرمايههاي اجتماعي را هم نابود کنند، و اين از خالي شدن صندوق ذخيره ارزي هم مهمتر است. کسي بايد بيايد که نه به اتکاء جايگاه رياست جمهوري، بلکه به پشتوانه جايگاه خودش در ميان مردم و از کيسه اعتبار قبلياش به ترميم و توليد سرمايههاي اجتماعي اقدام کند. رئيس شاخه جوانان جبهه مشارکت گفت: آنکه اين روزها از او ميخواهند که بيايد، بهتر از هر کسي ميداند که ريسک اين سرمايه گذاري يعني خرج کردن از کيسه اعتبار و محبوبيت براي بازآفريني و توليد سرمايه اجتماعي، چقدر بالا رفته، مهمتر آنکه هنوز ضمانتکننده معتبري که بازگشت اين سرمايهگذاري را تضمين کند، خودي نشان نداده است.
وي افزود: همچنين ضمانت در اختيار گذاشتن تسهيلات و امکانات مورد نياز در اين حوزه نيز بايد به حد کافي و مطمئن از همين حالا داده شود.
طباطبايي با بيان اينکه "ميگويند براي درمان قطعي و نه موضعي، بعضي وقتها تنها عمل جراحي کارساز است" خاطر نشان کرد: هنوز صداي فرياد و هياهوي مدعياني که شعار توسعه سياسي را بياعتنايي به وضعيت معيشت مردم و بيتوجهي به اقتصاد ميدانستند در گوشمان است و حالا همه راضياند که وضعيت اقتصاد به موقعيت قبل از تير 84 برگردد، تحول و بهبود پيشکش.
وي ادامه داد: سعي و خطا براي پيکر نيمهجان و خسته جامعه ايران جايز نيست، تکرار تجربههاي ناموفق و گزيده شدن از سوراخي تکراري هم خلاف ايمان، عقل و منطق است. معتقدم به جاي آنکه هر روز در باب ضرورت آمدن خاتمي بگوييم و بنويسيم يا از شرايط حساس کشور بگوييم که ديگر هر بچه محصل دبستاني هم ميداند که اوضاع از چه قرار است، همه آنها را که دلسوز و نگران آينده ايران هستند، بدون در نظرگرفتن جناح و علاقه و سليقه به ميدان بياوريم تا شرايط مناسب حضور موثر خاتمي در مقام رئيسجمهوري اسلامي ايران را فراهم کنند و تضمينهايي معتبر با ضمانت اجرايي مطمئن بدهند.
طباطبايي تصريح کرد: افراد موثر و استخواندار بازار که اين روزها به حاشيه رانده شدهاند، نيروهاي فعال سياسي از جناحهاي مختلف که انتقادات و نظراتشان نهتنها شنيده نميشود که به سخره گرفته ميشود، مديران و کارشناسان توانمندي که به سادگي با تصميمات خلقالساعه برکنار ميشوند يا به کناري ميروند و ... همه و همه ميتوانند و بايد به ميدان بيايند و همه آنها كه در اين ميدان ميآيند، در حد توان بايد حوزههاي اثرگذار را متوجه کنند که اول حفظ ايران و بعد اصلاح نظام سياسي آن براي بقاء در گرو حضور و آمدن خاتمي است. حضوري که کمترين جذابيتش براي خاتمي است، و بيشترين استفادهاش براي مجموعه نظام و کشور.
رئيس شاخه جوانان جبهه مشارکت ايران اسلامي در ادامه با تاکيد بر اينکه حوزههاي قدرت و تاثيرگذار در کشور بايد پايبندي به اخلاق سياسي و سلامت در رقابت انتخاباتي را تعهد کنند، گفت: سلامت انتخابات را مطابق استانداردهاي جامعه جهاني و نه شاخصهاي خودساخته تضمين کنند. تضمينهايي موثق بدهند که به جاي حمايت، کارشکني نميشود، ضمانت دهند که رسانه ملي بيغرض به انعکاس فعاليتها و خدمات دولت بپردازد و البته نقد منصفانه و نظارت دلسوزانه اجازه بروز و ظهور داشته باشد، نقد و نظارتي که در همه ارکان حکومت جاري و ساري شود.
طباطبايي با بيان اينکه خدا كند روزي نرسد كه ديگر دير شده باشد، اظهار داشت: حق طبيعي مردم ايران است كه پس از 30 سال روي خوش آرامش و رفاه را ببينند. زندگي انساني حق مسلم مردم ايران است.