رئیس دولت اصلاحات با انتقاد از ،تريبون هايی که وانمود می کنند مملكت گل و بلبل است و نه گراني هست نه مشكلي وجود دارد نه بيكاري و نه فقر،فساد و فحشا است،با اشاره به برخی ادعاها مبنی بر اینکه مردم در سال 76 از روی احساسات به او رای دادند از آنها پرسید که اگر این رای از روی احساسات بود چرا با وجود این همه کارشکنی مردم دوباره در دور دوم به اصلاحات رای دادند، خاتمی همچنین تاکید کرد که هیچگاه با مردم پنهان کاری نخواهد داشت.
به گزارش پایگاه خبری یاری به نقل از روابط عمومی دفتر حجت الاسلام والمسلمين سید محمد خاتمی ،وی در ديدار با مجمع مديران كل سياسي و فرمانداران دولت اصلاحات گفت:«نزدیک ترین همکاران یک دولت کسانی هستند که مستقیم ترین رابطه را با مردم دارند و مدیریت بخش های مختلف مردمی،اجتماعی و سیاسی جامعه را به عهده دارند؛طبعا استانداران ،فرمانداران،بخشداران و مدیران کل سیاسی از نزدیک ترین یاران دولت بشمار می آیند.»
رییس بنیاد باران در ادامه گفت:«آنها کمتر تخیلی و توهمی با مسایل برخورد می کنند چون مستقیما با مشکلات مردم روبرو هستند؛آنچه از آنها انعکاس پیدا می کند قابل اطمینان تر است چون با حرفهای مردم و نیاز های آنان آشنا هستند.اگر بخواهیم کاری انجام دهیم و گسترش پیدا کند و در اعماق جامعه پیش رود مهمترین نقش را این بخش مدیریت جامعه دارد.»
سيد محمد خاتمي اظهار داشت:«در فعالیت فکری و اجتماعی که جنبه سیاسی داشته باشد نه به معنای سیاسی رسیدن به قدرت بلکه ارتقا فکر سیاسی، اجتماعی این نیرو ها با توجه به آگاهی و تجربه اشان می توانند نقش مهمی داشته باشند.»
رييس بنياد باران با اشاره به اوضاع جاری تصريح كرد:«نباید جمهوریت نظام لطمه ببیند و جایگاه مردم سست شود؛ باید بکوشیم تا معیارهای اساسی اسلامی به خصوص اخلاق که باید مبنای جامعه باشد کمرنگ نشود و همه باید در این زمینه تلاش کنند.»
وي افزود:«ما معتقد به حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان هستیم و میزان رای ملت است؛همه دستگاهها را مسئول در برابر مردم می دانیم؛به میزانی که اختیارات بیشتر باشد مسئولیت هم سنگین تر است از جمله نهادهایی که می خواهند و می توانند نظارت کنند از جمله مطبوعات، احزاب، گروهها، مجلس، شوراها باید تقویت شوند و گسترش یابند.»
رييس جمهور سابق كشورمان خاطر نشان كرد:«معتقدیم جامعه دچار عقب ماندگی مزمن بوده و باید جبران شود. فقر،ناامیدی نسبت به آینده مسائلی است که برای ما قابل تحمل نیست. شعارهای انقلاب و وعده های امام (ره) ایجاد امید و رفع مشکلات است.»
خاتمي تاكيد كرد:«ساختن ایران به صورت الگو یک رسالت ملی،دینی،انقلابی و وجدانی برای همه ماست. برای این کار نباید از سرمایه های مادی و معنوی انقلاب به صورت یکبار مصرف استفاده شود .بنابراين باید برنامه ریزی شود؛با مسائل عالمانه برخورد شود، زمینه برای رونق اقتصادی و تولید فراهم شود تا استقلال به معنی واقعی استقرار یابد. در کنار آن عدالت اجتماعی به صورت سنجیده آن از جمله تامین اجتماعی در جامعه ایجاد گردد.»
خاتمي در ادامه گفت:«در سیاست خارجی روابط ما با دنیا اگر در مسیری قرار گیرد كه نیاز به سرمایه و امکانات خارجی با حفظ منافع ملی تأمین گردد، ما در مسیر درستی هستیم و معتقدیم اینها از اهداف انقلاب است.»
وي در ادامه افزود:«باید جامعه بداند کدام جریان و فکر بیشتر به رشد انقلاب و آرمانهای آن می اندیشد؛باید رشد جامعه را بالا برد. باید فرصت ها را زیادتر کنیم و تهدیدها را از جامعه رفع کنیم.»
خاتمي تصريح كرد:«افزایش تهدید با موضع گیری هایی که خیلی منطقی نیست انقلابی گری نیست. انقلابی گری آن است که در عین پافشاری روی اصول که استقلال،سربلندی کشور و دفاع از مظلومان جهان است، ما بتوانیم بازیگران موفقی باشیم و نه تنها تهدیدها را نسبت به کشور کم بکنیم بلکه نگذاریم کشور منزوی شود و بسیاری از تهدیدها را تبدیل به فرصت کنیم.اتفاقا در این حالت است که ما حالت تهاجمی داریم و دشمنان حالت تدافعی خواهند داشت.»
رييس جمهور سابق كشورمان با اشاره به دوره اول ریاست جمهوری خود و شعارها و مطالبي که مطرح كردو مورد اقبال وسيع مردمي بود گفت:«آن زمان گفته شد مردم به احساساتشان راي دادند؛پس دور دوم را چه مي گويند؟آن وقت كه ما 4 سال تجربه كرده بوديم و اين همه كارشكني وسيع و گسترده از سوي رسانه ملي و نهادهايي كه بايد حافظ اصل كشور و انقلاب باشند بر سر راه دولت بود؛و وظيفه خودشان مي دانستند كه حداقل دولت را همراهي نكنند و حداكثر اينكه كارشكني کنند. باز هم مردم نظرشان را در انتخاب خود نشان دادند که نمی شود آگاهانه نبود.»
سيد محمد خاتمي در ادامه گفت:«مثل اينكه امروز از نظر رسانه هاي گروهي ،تريبون هاي اصلي كه بايد اطلاع رساني درست كنند مملكت گل و بلبل است و نه گراني هست نه مشكلي وجود دارد نه بيكاري و نه فقر،فساد و فحشا است!»
خاتمی با اشاره به شرایطی که برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده است گفت:«من كه مي گويم بايد با مردم به تفاهم برسيم منظورم اين است كه اگر کسی میخواهد بیاید، باید روشن تر و دقيق تر با مردم حرف بزند که براي چه مي آيد؟ چه كار مي خواهد انجام دهد؟ توقعاتي كه مردم دارند مورد نظر قرار گیرد. اين شرطي است كه براي خود ما ست كه آيا مي توانيم بگوييم چه مي خواهيم بكنيم و چه مسائلي داريم؛ آن وقت اگر مردم به آنها راي دادند ديگر كسي نمي تواند بگويد از روي احساسات بوده و هيچ كس در نظام نباید در مقابل آن خواستها بايستد. اگر بنا باشد كه ما يا همفكر ما بيايد، راي به او نشان دهنده تفاهم روي برنامه است و هر كسي كه بيايد بايد بتواند كار كند.»
سيد محمد خاتمي در ادامه گفت:« اينكه شعار و برنامه اي داده شود و با مردم تفاهم شود ولي نتوان كار كرد اين امر جفاي به مردم است؛اگر نمي توان اين كارها را انجام داد بگذاريم كسي بيايد كه بتواند كار كند.»
وی در ادامه با استناد به یکی از فرمایشات حضرت امام(ره) در دیدار با نمایندگان مجلس سوم درباره دلایل عدول از بعضی از اصول قانون اساسی به دلیل ضرورت زمانه و لزوم بازگشت به این اصول با عادی شدن شرایط کشور، گفت:«آنچه امروز مایه نگرانی است این است که استثناءها تبدیل به قاعده شود و قاعدهها مورد بی توجهی قرارگیرد.»
رييس بنياد باران يادآور شد:«من معتقدم مهمترین وظیفه رئیس جمهور اجرای قانون اساسی است. و اگر زمینه انجام این وظیفه فراهم باشد آمدن معنی و فایده دارد.»
وی در ادامه گفت:« آن بخش اختیاراتی که مورد تأیید و عمل قرار گرفت نتیجه تلاشهایی بود که رهبر انقلاب در دوره ریاست جمهوری خود انجام دادند. ایشان تلاش کردند حقوق رئیس جمهوری را احیا کنند که البته اگر این تلاش ها نبود و نطفه آن در آن زمان بسته نشده بود باز هم وضع بدتر از ان می شد که شد. ولی معتقدم اینها کافی نیست؛ من معتقدم که رئیس جمهوری باید بتواند این وظیفه را به خوبی به انجام برساند؛ البته رئیس جمهوری که خود به قانون اساسی معتقد و پای بند باشد.»
به گزارش یاری، رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«هيچ گاه با مردم پنهان كاري نخواهم داشت البته منظورم اين نيست كه هر چه در ذهنم مي گذرد بگويم چون فكر مي كنم گفتن بعضي چيزها ممکن است به صلاح نباشد و مشكل ایجاد کند ولي باید سعي كرد که با مردم صادق باشیم و خلاف گویی نکنیم. من همواره در ميان مردم خواهم بود. مگر می شود مردم را تنها گذاشت. ولی این بدان معنی نیست که به هر قیمتی به قدرت رسید.»
سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«هر چه دارم از ان مردم است و همیشه ازحقوق مردم دفاع کرده ام و به ان افتخار می کنم و این را عین دفاع از آرمان های انقلاب و اسلام می دانم. »
سخنگوی دولت اصلاحات با بیان اینکه «به دلیل پیچیدگی اوضاع انسانهای با درایت برای کاندیداتوری دچار تردید شده اند» گفت:«آراء موافق با خاتمی نسبت به سایر کاندیداها هر روز افزایش می یابد و حتی با کسب 20 درصد آرا نیز وی رئیس جمهور خواهد شد.»
عبدالله رمضان زاده، در حاشیه مراسم نشست مجمع عمومی گروه 88 استان خراسان رضوی در گفتگو با مهر اظهار داشت:«به دلیل سختی و پیچیدگی که برای آینده کشور پیش بینی می شود انسانهای با درایت در انتخابات سال 88 دچار شک و تردید شده اند.»
سخنگوی دولت خاتمی گفت:« تمامی نظر سنجیها حاکی از این است که روز به روز آراء موافق با خاتمی نسبت به سایر کاندیداها فزونی می یابد و طبق بررسیهای دقیق انجام گرفته حتی اگر 20 درصد آراء به وی اختصاص یابد رئیس جمهوری خاتمی حتمی است.»
وی تصریح کرد:«اگر با وجود تمام تقاضاها خاتمی نپذیرفت، ما باید به جمع آوری بیشتر از 20 درصد رای برای رئیس جمهوری قدرتمند دیگری تلاش کنیم.»
رمضان زاده با اشاره به کمرنگ شدن نظام ارزشی در کشور تصریح کرد:«در نظام کارآمد کشور کاندیدایی با عدالت و اخلاق نیاز است تا صلاحیت رفع مشکلات مردم را دارا باشد. در کشوری که مدعی مهد علم و تاریخ و اندیشمندان پر افتخار است، نباید برخی مقامات مسئول مدارک مهم علمی را کاغذ پاره بنامند.»
قائم مقام جبهه مشارکت همچنین گفت:«با وجود این درآمد چشمگیر کشور از محصولات نفتی در سالهای اخیر نرخ تورم افزایش یافته اما این صعود تورم در گفته های مسئولین سیر نزولی عنوان شده است.»
رمضان زاده تغییر 11 نفر از اعضای کابینه تا کنون را نشانه عدم ثبات دولت ارزیابی کرد.
مادر رئيسجمهور سابق کشورمان در اظهارنظري در خصوص تمايل شخصياش براي بازگشت محمد خاتمي به عرصه قدرت گفت:«هر چه خواست خدا باشد همان ميشود، اگر مصلحت کشور اين است که فرزندم در انتخابات حضور پيدا کند، کانديدا شود.»
سکینه ضيايي اردکاني که در حاشيه همايش "يزد بستر تمدن باستاني و مظهر گفتوگو" با ايلنا گفتگو ميکرد با اشاره به تجليل مردم يزد از محمد خاتمي ،گفت:«بسيار خوشحالم که فرزندم موجب افتخار ايران در جهان شده است و از داشتن چنين فرزندي احساس خرسندي ميکنم.»
عضو ارشد بنیاد باران ضمن اظهار امیدواری برای اعلام کاندیداتوری از سوی سیدمحمد خاتمی اعلام کرد که برای انتخاب کاندیدای نهایی اصلاح طلبان، تابع تصمیم جمعی فرآیند طراحی شده برای تعیین کاندیدای مورد اجماع این طیف است.
محسن مهرعلیزاده، معاون خاتمی در دولت اصلاحات و عضو ارشد بنیاد باران در گفتگو با مهر اظهارداشت: از آنجایی که در جمهوری اسلامی ایران اعتقاد بر کارکرد تشکل ها، احزاب و گروه ها برای انجام کار سیاسی است، لذا معتقدیم احزاب و گروههای اصلاح طلب همچون سایر جریانات سیاسی باید کار حزبی خود را انجام دهند و در این چارچوب برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم آماده شوند.
وی افزود: فعالیت سیاسی سالم و رقابت آزاد گروه ها در قالب کار حزبی باعث خواهد شد تا مردم در قالب اینگونه فعالیت ها مشارکت بیشتری در تعیین سرنوشت خود داشته و از این طریق امیدواری بیشتری نسبت به انتخابات و آینده کشور داشته باشند.
مهرعلیزاده اظهارامیدواری کرد که اصلاح طلبان با انجام فعالیت های حزبی و سیاسی خود علاوه بر گسترش فرهنگ تحزب و گرایش مردم به کار حزبی درراستای پیگیری اهداف نظام و انقلاب، در نهایت به یک کاندیدای واحد و مورد اجماع برای حضور هرچه بهتر در انتخابات ریاست جمهوری دهم دست یابند.
رئیس سازمان تربیت بدنی دولت اصلاحات با تاکید براینکه خود در فرایند بررسی های اصلاح طلبان برای تعیین کاندیدای نهایی این طیف در انتخابات ریاست جمهوری دهم حضور دارد، تصریح کرد: اگرچه بنده هم یکی از کاندیداهای در دست بررسی اصلاح طلبان هستم و موضوع کاندیداتوری من منتفی نیست، اما پروسه انتخاب کاندیدای نهایی اصلاح طلبان باید طی شود و تصمیم گیری نهایی در خصوص انتخاب کاندیدای مورد اجماع در این باید فرآیند صورت گیرد.
وی تاکید کرد که هرآنچه تصمیم نهایی درباره کاندیدای نهایی اصلاح طلبان توسط فرآیند تعیین شده باشد را خواهد پذیرفت و برای موفقیت کاندیدای نهایی اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دهم تلاش خواهد کرد.
مهرعلیزاده امکان کاندیداتوری همزمان کروبی و خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری را بعید دانست و گفت: با وجود سازو کار تعریف شده برای انتخاب کاندیدای نهایی اصلاح طلبان به نظر نمی رسد که در صورت کاندیداتوری خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری، شاهد کاندیداتوری همزمان کروبی و خاتمی باشیم.
وی در پایان با اشاره به احتمال اعلام کاندیداتوری از سوی سید محمد خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم خاطرنشان کرد: امیدواریم هرچه زودتر شاهد اعلام آمادگی آقای خاتمی باشیم.
استاد صريح اللهجه دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، به رغم اينکه هنوز هم عملکرد اصلاح طلبان را به عنوان عامل اصلي شکست اصلاحات برميشمارد، رياست جمهوري مجدد خاتمي را مانع از فرورفتن جامعه ايران در گرداب مشکلات ميداند.
زيباکلام هرچند مثل هميشه پرشور و طناز به نظر ميرسد، اما به وضوح نگران آينده «ايران» است؛ او خاتمي را همچون سربازي ميداند که «يک عمر» حقوق ميگيرد تا سرانجام «يک روز» به دفاع از ميهن برخيزد؛ گفتوگوی وی با اعتماد را در ذیل میخوانید:
***
* با توجه به مطرح شدن بحث کانديداتوري خاتمي در انتخابات رياست جمهوري سال آينده، شما تا چه حد اين بحث را جدي ميدانيد؟
به نظر من اين بحث کاملاً جدي است و بايد هم جدي باشد؛ چرا که آقاي احمدينژاد مصمم هستند براي دوره دوم رياست جمهوري خود را کانديدا کنند و در اين باره هيچ شکي نبايد به خود راه بدهيم. حال سوال اساسي اين است که چه اشکالي دارد که احمدينژاد دوباره رئيس جمهور شود؟ در يک کلام به نظر من اين امر به خير و صلاح کشور نيست.
* چرا؟
کساني که در دوره گذشته به دنبال رياست جمهوري احمدينژاد بودند، ايشان را يک فرد غيرفاسد، حزباللهي و قاطع ميدانستند که شعارها و ويژگيهاي شخصيتياش يادآور فضاي آرماني اوايل انقلاب بود. سادهزيستي احمدينژاد در کنار ساير ويژگيهايش، وي را به فردي ايدهآل براي حاميانش بدل کرده بود؛ فردي که به فساد آلوده نشده است و نکات منفي حول و حوش شخصيت و زندگي وي نيست اما مشکل از اينجا شروع شد که اين نامزد ايدهآل رئيس جمهور شد و در مقام اجرا، به تدريج مشکلات زيادي را به وجود آورد؛ مثل خواستگاري که از هر نظر ايدهآل به نظر ميرسد ولي بعد از ازدواج، همسرش در او بدبيني و خشونت و نکات منفي بسياري ميبيند. به نظر من احمدينژاد براي گروهها و افرادي که از وي حمايت ميکردند، تقريباً چنين حالتي پيدا کرد؛ به ويژه از نظر اجرايي فرد توانمندي از آب در نيامد. علاوه بر اين احمدينژاد در سبک و سياق مملکتداري و شيوه حکومتگري بسيار خودمحورانه عمل کرده و در نظام مديريتياش چيزي به نام خرد جمعي وجود ندارد. وزرا، استانداران، فرمانداران و تمامي اعضاي کابينه، کاملاً فرمانبردار احمدي نژاد هستند و او هر چه ميگويد، مابقي افراد بايد اجرا کنند؛ چراکه اگر غير از اين رفتار کنند، کنار گذاشته ميشوند. فرهاد رهبر، دانش جعفري، پورمحمدي و علي لاريجاني به همين دليل کنار گذاشته شدند. اين رفتار و شيوه عمل ممکن است براي يک دبيرستان يا يک کارخانه آجرپزي مناسب باشد ولي براي يک کشور 70 ميليوني شيوه خوبي نيست و نتايج آن را هم امروز در عرصه هاي مختلف، از اقتصاد و سياست و عرصه اجتماع گرفته تا وضعيت ايران در عرصه بينالمللي، ميتوانيد ببينيد.
* در واقع مطابق تحليل شما، به رغم اينکه احمدينژاد شعار «کابينه هفتاد ميليوني» را سر ميداد، پس از به قدرت رسيدن عملاً کابينه تک نفره تاسيس کرده است.
احمدي نژاد به رغم اينکه سعي ميکند خودش را زمينخورده و خاکي نشان دهد و شايد هم واقعاً اينگونه باشد، اما در عين حال نميتواند هيچ کس را بالاتر از خود يا حتي همرديف خود بداند و اگر با چنين کسي در دولتش و در ميان مسوولينش مواجه شود، او را کنار ميگذارد. خاکساري و کوچک ديگران بودن که فقط در حرف نيست بلکه کسي که تاب تحمل انتقاد ديگران را داشته باشد، ميتواند چنين ادعايي بکند، وگرنه به زبان، همه ميتوانند ادعا کنند. در مجموع به دليل شيوه مديريتي احمدينژاد است که من به صلاح مملکت نميدانم زمام امور را دوباره به دست بگيرد؛ زيرا هيچ دليلي وجود ندارد که ايشان در دوره دوم رياست جمهوري بتواند عمل کند.
* به نظر شما چه کسي از شانس پيروزي در برابر احمدينژاد برخوردار است؟
متاسفانه به دليل وضعيت سياسي که در آن به سر ميبريم، به گمان من معدود شخصيتهايي بتوانند در مقابل احمدينژاد بايستند. اين اشکال يا ضعف هم در اصلاحطلبان و هم در اصولگرايان وجود دارد. در جناح اصلاحطلب ميتوان از کروبي، عارف، محمدعلي نجفي و حسن روحاني نام برد. من هيچ ترديدي ندارم که دانش و شيوه حکومت کردن محمدعلي نجفي خيلي بيشتر و بهتر از احمدينژاد است و کسي مثل او در شرايط فعلي خيلي بيشتر به درد مملکت ميخورد تا احمدينژاد؛ اما من فکر نميکنم او در برابر احمدينژاد بيش از پنج، شش ميليون راي بياورد. از سوي ديگر، من براي اصولگراياني مثل ناطق نوري، قاليباف، علي لاريجاني، احمد توکلي و حدادعادل هم هيچ شانسي نميبينم. پس با اين اوصاف چه کسي ميتواند جلوي احمدينژاد بايستد؟ به نظر من اين شخص به قول فروغ فرخزاد کسي است که مثل هيچ کس نيست؛ يعني خاتمي. مشروط بر اينکه بخشي از آن موجي که در سال 76 به طور اتوماتيک در سطح جامعه به نفع خاتمي به راه افتاد، مجدداً برپا شود. در اين صورت خاتمي بالاي 20 ميليون راي ميآورد و احمدينژاد شکست خواهد خورد.
* اصولاً خاتمي چرا بايد کانديدا شود؟
من معتقدم خاتمي به خاطر تکليفي که دارد بايد کانديدا شود. او بايد به خاطر نجات ميهن، خون شهدا، تداوم راه امام و نجات کشور از وضعيت موجود و به خاطر آرمانها و آرزوهايي که پايمال شدهاند، آبرو و حيثيتش را وسط بگذارد و نامزد رياست جمهوري شود. خاتمي بايد به وظيفه و تکليفش عمل کند و به خاطر ايران و اسلام از آبروي خودش بگذرد. اگر پيروز شود که خيلي عالي خواهد شد و اگر شکست هم بخورد، به تکليفش عمل کرده است. دکتر مصدق ميگفت به نظاميان يک عمر حقوق ميدهند که اگر روزي جنگ شد، بايستند و از مملکت دفاع کنند. ايران نيز در اين شرايط به خاتمي احتياج دارد و او بايد به خاطر ايران فداکاري کند. من عين اين استدلال را براي هاشمي در سال 84 کردم. در زندگي سياسي هميشه شيريني پيروزي وجود ندارد؛ گاهي تلخي شکست هم هست. خاتمي در صورتي ميتواند خودش را کنار بکشد که بگويد احمدينژاد کاملاً موفق عمل کرده است. اما خاتمي بهتر از هر کس ديگري ميداند که کشور در اين سه سال گذشته چه هزينههايي را پرداخته است. خاتمي بايد داوطلبانه روي مين برود؛ مثل صف شکنهايي که در زمان جنگ روي مين ميرفتند تا راه باز شود.
* با فرض پيروزي خاتمي در انتخابات، به نظر شما مهمترين پيامدهاي اين امر براي نظام جمهوري اسلامي چه خواهد بود؟
مهمترين دستاورد آن در حوزه بينالمللي خواهد بود؛ يعني فضاي بين المللي که عليه ايران ايجاد شدهاست تغيير ميکند و امريکا ديگر نميتواند هر کاري که ميخواهد عليه ايران انجام بدهد. در واقع امريکاييها و اسرائيليها که به چيزي جز نابودي نظام جمهوري اسلامي قانع نيستند، دچار مشکل ميشوند؛ زيرا فرانسه و آلمان و ايتاليا و ژاپن و هند لزوماً دشمن ما نيستند. اما وقتي کسي مثل احمدينژاد رئيس جمهور است، به نظر ميرسد اين کشورها نيز سياستي متفاوت با ما در پيش ميگيرند، در حالي که اگر کسي مثل خاتمي رئيس جمهور باشد اين کشورها با ما دوستانهتر رفتار ميکنند و براي امريکا تحت اين شرايط مشکل ايجاد ميشود.
* صرف نظر از خارج ساختن قدرت از دست جناح راست راديکال، آيا بازگشت خاتمي ميتواند واجد سويههاي ايجابي از حيث گذار به دموکراسي باشد؟
قطعاً اين گونه است اما من معتقدم در حال حاضر بحث اساسي اين نيست که خاتمي چه کارهاي مثبتي ميتواند انجام دهد. الان بحث اصلي اين است که جلوي جناح راست و اصولگرايان که با اعمال و سياستهايشان به نظام ضربه وارد ميکنند بايد گرفته شود. بزرگترين کاري که خاتمي ميتواند انجام دهد اين است که جلوي لطمات را بگيرد و اين خودش کار کوچکي نيست. از نظر ايجابي هم به آزادي مطبوعات و تشکلها و آنچه ذيل توسعه سياسي قرارمي گيرد، کمک خواهد شد.
* آقاي دکتر آيا بازگشت خاتمي به قدرت، نوعي درجازدن براي جامعه محسوب نميشود؟
به هيچ وجه. جامعه ايران در يک مقطع زماني، تجربهيي کرده و 17 ميليون راي به احمدينژاد داده است. بسياري از رايدهندگان به احمدينژاد معتقد بودند که او فساد نکرده و به لحاظ اقتصادي سالم است و مي تواند «فرشته» نجات ايران شود. اما تجربه نشان داد که اين گونه نيست و حالا ممکن است که ايرانيان تجربه ديگري را پشت سر بگذارند يعني شايد به خاتمي رجعت کنند. اما اين بازگشت به عقب نيست. آيا اگر امريکاييها به هيلاري کلينتون راي ميدادند، ما بايد ميگفتيم که اين اقبال به هيلاري در حقيقت نوعي بازگشت به عقب به سمت کلينتون است؟ به نظر من اينها حرفهايي کليشهيي است که پر و پايه ندارد. ملت ايران تجربهيي کرده و حالا دريافته که رئيسجمهوري هم که به فساد آلوده نيست و در ظاهر بسيار ايدهآل مينمايد، ميتواند در عمل و اجرا مشکلات بسياري براي کشور ايجاد کند که تبعات آن بسيار زيانبخشتر از فساد اقتصادي شخصي هستند.
* شما تصور ميکنيد که نيروهاي اجتماعي دموکراسيخواه جامعه ايران، حاضرند که حمايت سابق خود را مجدداً نثار خاتمي کنند؟
خيلي از آنها نه، ولي بايد روي اين امر کار شود. من معتقدم نخبگان، دانشگاهيان، نويسندگان گروههاي مرجع و... نقش مهمي در اين زمينه ميتوانند ايفا کنند. همه بايد بسيج شوند و آنهايي را که حاضر نيستند در انتخابات شرکت کنند يا به خاتمي راي دهند، مجاب کنند که به پاي صندوقهاي راي بيايند. اين استدلال که چون خاتمي در گذشته موفق نبوده، پس حالا هم نبايد به او راي داد، استدلال درستي نيست و ما بايد تمام توان خود را به کار ببريم و براي اين افراد استدلال کنيم تا به اشتباه خودشان پي ببرند. بايد در نظر داشته باشيم که جريانهايي که از احمدينژاد حمايت ميکنند، به سادگي کنار نميروند. در اين شرايط اگر خاتمي از فيلتر شوراي نگهبان هم عبور کند، براي گروههاي مرجع دموکراسيخواه کار سترگي در پيش خواهد بود. ما بايد کساني را که معتقدند راي دادن به خاتمي فايدهيي ندارد و چيزي را عوض نخواهد کرد، مجاب کنيم که اين طور نيست. اينها کم نيستند. در انتخابات سال 1384، شمار اين دست افراد به 20 ميليون رايدهنده ميرسيد. الان ممکن است خيلي از اطرافيان خاتمي در سال 76 بگويند که ما در آن زمان خيلي فعاليت کرديم و به همين دليل خاتمي در انتخابات پيروز شد ولي واقعيت اين است که در سال 76 کسي براي پيروزي خاتمي کار چنداني نکرد. يک بهمن شگرف خود به خود در سطح جامعه ايجاد شد و آرزوهاي جناح راست را با خود برد. اما اين داستان در نيمه اول سال آينده تکرار نخواهد شد و مردم به اين سادگي در انتخابات شرکت نخواهند کرد. بنابراين کار طرفداران خاتمي خيلي سخت خواهد بود. مردم الان ميگويند چرا دوباره راي بدهيم در حالي که در سال 76 اينچنين نبود. در آن دوره مردم در انتخابات شرکت کردند و براي آنها همين کافي بود که خاتمي با ساير کانديداها فرق ميکند. اما در سال 88 اين به تنهايي کافي نيست.
* اما اگر اصلاحطلبان در انتخابات شکست بخورند، آيا اين منجر به تضعيف بيش از پيش نيروهاي سياسي دموکراسيخواه جامعه ايران نخواهد شد؟
اگر اين اتفاق بيفتد، اصلاحطلبان دين خود را به مردم ادا کردهاند؛ مردمي که در سال 76 به آنها راي دادند اما آنها نتوانستند مطالباتشان را برآورده کنند. در عين حال جايگاه اصلاحطلبان بهتر خواهد شد. در واقع وضعيت آنها مثل تيم فوتبالي ميشود که با تمام وجود دويده اما شکست خورده است. اتفاقاً مردم چنين تيمي را دوست دارند. مردم کساني را که صادقانه بجنگند و شکست بخورند، قهرمان خودشان ميدانند. بنابراين اگر اصلاحطلبان شکست بخورند به يک نيروي اجتماعي ريشهدار تبديل خواهند شد و محبوبيتشان نيز نزد مردم بيشتر ميشود زيرا در حقيقت نشان دادهاند که نيروي سياسي نيستند که با تب و تاب انتخاباتي بيايند و با تب و تاب انتخاباتي بروند بلکه نيرويي هستند که با مردم و در کنار مردمند.
* خاتمي در دوران رياست جمهورياش نشان داد اهل درپيچيدن با مراکز قدرت نيست. آيا به قدرت رسيدن مجدد او، در نهايت منجر به تکرار سرخوردگي مردم از اصلاحطلبان نخواهد شد؟
فرض بر اين است که در ميان اصلاحطلبان نوعي وجدان و خرد جمعي وجود دارد که نميگذارد ضعفهايشان تکرار شود. اما اگر اشتباهات و نقاط ضعف پيشين تکرار شود، نشاندهنده اين است که توان نيروهاي سياسي ما همين است. اگر باز هم خاتمي نتواند کاري کند، بايد گفت که توان نخبگان سياسي ما بيش از اين نيست. فرض کنيد تيم ملي فوتبال ما از تيم گينه بيسائو شکست بخورد و پس از کلي تمرين و بازسازي، اين بار با تيم حبشه بازي کند و به حبشه هم ببازد در اين صورت معلوم ميشود که توان ما همين است و ديگر نبايد انتظار بيش از حد از تيم ملي مان داشته باشيم.
* اما اگر عبدالله نوري ميتوانست کانديدا شود شايد اوضاع فرق ميکرد. با توجه به اينکه شرکت در انتخابات «حق» مردم است و حق هم يک مفهوم با ارزش است، ميتوان انتظار داشت که مردم ايران قدر اين حق را بدانند؟
به هر حال ما مکانيسمي به نام شوراي نگهبان داريم که نميگذارد برخي افراد کانديدا شوند. در اين شرايط ما ميتوانيم يک سري سوالهاي بنيادي مطرح کنيم که مثلاً چرا اين مکانيسم در ايران وجود دارد. اما اين سوالات در حال حاضر مشکلي را حل نميکند. اين درست است که امثال عبدالله نوري نميتوانند کانديدا شوند در حالي که توان اجرايي و فکر مملکتداري آنان ممکن است به مراتب از احمدينژاد يا مصطفي معين بيشتر و بهتر باشد ولي به اين نکته هم توجه داشته باشيد که ما در شرايط ايدهآلي به سر نميبريم. ما در شرايطي به سر ميبريم که روزنامهها يک شبه بسته ميشوند. شما تاريخ و جايگاه جغرافيايي ايران را هرگز فراموش نکنيد. در اطراف ما کشورهايي مثل عراق و افغانستان و آذربايجان قرار دارند. بهترين همسايه ما از حيث معيارهاي دموکراتيک، ترکيه است. به هر حال جايگاه جغرافيايي ايران باعث ميشود که ايران به سوئيس تبديل نشود. ديگر اينکه تاريخمان را هم نبايد فراموش کنيم. در اواخر قرن نوزدهم وقتي که ميرزا آقاخان کرماني ناصرالدين شاه را ترور ميکند، اتابک که خودش غولي بوده ميگويد ميخ ميان زمين و آسمان کنده شد، ما نميتوانيم از تاريخمان فرار کنيم. ما نه در سوئيس بلکه در جايي متولد شدهايم که نميتوانيم توقع داشته باشيم يک شبه به سوئيس تبديل شويم.
* به هر حال اين نکات، تحليل رفتن پتانسيل اجتماعي گذار به دموکراسي در اثر از دست دادن فرصت عمل سياسي را توجيه نميکند. اگر ناکامي خاتمي دوباره تکرار شود، آيا به نظر شما دفع شر راست راديکال به ذوب شدن اين پتانسيل در جامعه ايران ميارزد؟
به نظر من ميارزد. شما در تحليل خودتان جناح راست را فراموش کرديد. اين جناح هم در حال متحول شدن است. همين الان بخشهايي از جناح راست، به مراتب بيشتر از اصلاحطلبان در برابر احمدينژاد قرار گرفتهاند. تمام گلبولها و سلولهاي بدن عماد افروغ اصولگرا هستند اما افروغ الان در مقابل احمدينژاد قرار گرفته است. احمد توکلي، سعيد ابوطالب، الياس نادران، دکتر خوش چهره، بخشهايي از روحانيت مبارز و شماري از روحانيون هم همينطور. در حال حاضر بزرگترين مشکل موتلفه به عنوان مثال اين است که بخشهايي از اين جريان خواهان رياست جمهوري احمدينژاد هستند اما بخشهاي پختهتر و عاقلتر آن نميخواهند از احمدينژاد حمايت کنند.
* اما درگيريهاي دروني اصولگرايان عمدتاً ناشي از اختلاف منافع است نه اختلاف عقايد.
اشتباه ميکنيد. مخالفتهاي جدي که از سوي بسياري از چهرهها و جريانات اصولگرا يا راست نسبت به احمدينژاد به وجود آمده است به واسطه رقابت سياسي يا مصالح و منافع فردي و جناحي نيست. آنها جداً نگران سياستهاي احمدينژاد و مشکلات و مسائلي که مديريت وي براي کشور به وجود آورده، هستند.
* استراتژي خاتمي در دوران رياست جمهورياش عبارت بود از قانونگرايي و گذار مسالمتآميز به دموکراسي. به نظر شما اتخاذ مجدد اين استراتژي در دوره رياست جمهوري ايشان، امکانپذير است؟ و اگر امکانپذير باشد اساساً آيا صحيح است؟
اين سوالي نيست که بتوان خيلي ساده جواب آن را داد اما به هر حال مسلماً ما يک سري مشکلات اساسي داريم که يکي از آنها همين قانون انتخابات و نظارت استصوابي است. حال سوال اين است که چطور اين مشکلات را حل و فصل بکنيم. من معتقدم نظام سياسي ما به گونهيي است که ما نميتوانيم بگوييم لايحهيي را به مجلس ميفرستيم و در آنجا تصويب ميشود و بعد شوراي نگهبان آن را رد ميکند و ما هم آن را به مجمع تشخيص مصلحت نظام ميفرستيم و آنها هم آن را درست ميکنند. به نظر من اين رويه جواب نميدهد. در هشت سال اصلاحات عملاً معلوم شد اين شيوه جواب نميدهد. من معتقدم آقاي خاتمي و اصلاحطلبان چارهيي ندارند جز اينکه همگان را مجاب کنند که تغيير قانون انتخابات ضرورت دارد و نظارت استصوابي باعث شده مجلس منظماً افرادي را در خود جاي دهد که ناکارآمدند يعني مجلس عملاً در حال از دست دادن کارايي خودش است. ما آدمها همه رفتني هستيم ولي مجلس بايد بماند. اين مجلس روز به روز دارد برندگي و نظارتش را بر عملکرد دولت از دست ميدهد زيرا کساني که شهامت و قدرت تحليل مسائل را دارند، نميتوانند وارد مجلس شوند.
* شعارهاي اصلي و محورهاي کلي برنامه خاتمي جهت حضور مجدد در انتخابات رياست جمهوري چه ميتواند باشد؟ به نظر شما آيا خاتمي باز هم بايد با شعار توسعه سياسي و جامعه مدني وارد عرصه انتخابات شود؟
نه، به نظر من تنشزدايي، زدودن تهديدات نظامي و تحريمهاي اقتصادي عليه ايران در عرصه خارجي و بازگرداندن نيروهاي تحصيلکرده، باتجربه و مدير به بدنه مديريت اجرايي کشور، بايد شعارهاي اصلي خاتمي باشد.
* اين شعارها ميتواند براي طبقات پايين جامعه جذاب باشد؟
بله
* چطور ميتواند جذاب باشد وقتي که بسياري از آنها به وعدههاي اقتصادي يا دادن مستقيم يارانه به کانديداهاي مدافع چنين شيوههايي راي ميدهند؟ مگر اينکه اصلاحطلبان بتوانند واقعاً اين نکته را براي طبقات پايين جامعه تبيين کنند که بخش عمدهيي از فشارهاي اقتصادي وارده بر آنها، ناشي از تحريمهاي خارجي است.
نه، به نظر شما چند درصد از آن 20 ميليوني که انتخابات سال 84 را بايکوت کردند، لنگ چنين پولهايي بودند. تمام تاکيد من هم روي همين 20 ميليون نفر است و الا بسياري از آن 17 ميليون نفري که به احمدينژاد راي دادند، لنگ دريافت مستقيم پول هستند. اما با اين حال باز هم من شک دارم که اين بار همه آنها حاضر باشند به احمدينژاد راي بدهند.
* آقاي دکتر، تجربه دوران اصلاحات نشان داد پارهيي از شعارها و مطلوبات اصلاحطلبان در چارچوب نظام جمهوري اسلامي تحققناپذير است اما اصلاحطلبان در هنگامه انتخابات از آنجايي که به حمايت نيروهاي اجتماعي دموکراسيخواه نياز دارند، شعارهاي خود را فارغ از ملاحظه نکته فوق طرح ميکنند و همين امر در نهايت منجر به ناکامي آنان و سرخوردگي نيروهاي اجتماعي هوادارشان ميشود. حال اگر در انتخابات اين دوره خاتمي به سياق سابق عمل کند، به احتمال بسيار زياد باز هم شعارهايي تحققناپذير را مطرح کرده است. اما اگر او شعارهايش را با توجه به معيار «تحققپذيري» انتخاب کند، احتمال شکست در انتخابات افزايش مييابد. به نظر شما خاتمي براي حل اين مشکل چه کار بايد بکند؟
به نظر من سادهترين گزينه اين است که با توجه به ظرفيت نظام، شعارهاي خودمان را مطرح کنيم. في المثل نگوييم نظارت استصوابي را کنار ميگذاريم؛ چرا که حداقل در شرايط فعلي نميتوان چنين کاري را انجام داد.
* اگر خاتمي صراحتاً بگويد که من براي حذف نظارت استصوابي هيچ کاري نخواهم کرد، پس چطور ميتواند 19 ميليون تحريمي دور دوم انتخابات 84 را به نفع خود به پاي صندوقهاي راي بکشاند؟
اين وظيفه خاتمي نيست، وظيفه من و شماست. اگر خاتمي از فيلتر شوراي نگهبان عبور کند، نخبگان جامعه بايد تلاش کنند تا آن 19 ميليون نفر وارد انتخابات شوند. ما با آن 10 ميليون نفري که در سال 1384 به هاشمي رفسنجاني راي دادند، مشکلي نداريم. بسياري از آنها به خاتمي راي ميدهند. بخشي از آن 17 ميليون نفر احمدينژاد هم احتمالاً ريزش ميکند. حالا يا به خاتمي راي ميدهند يا اگر هم به خاتمي راي ندهند، به هر حال به احمدي نژاد راي نميدهند. اما بحث اساسي مربوط به آن 19 ميليون نفري است که در سال 84 در خانه نشستند و حاضر نشدند راي بدهند. نه تنها در سال 84 بلکه در انتخابات مجلس هفتم و مجلس هشتم و شوراها هم شرکت نکردند. 19 ميليون عدد کمي نيست. به همين دليل من هم معتقدم نخبگان ما بايد خيلي کار کنند. ما بايد يکسري کارهاي جامعهشناسانه بکنيم تا بتوانيم اين افراد را به پاي صندوقهاي راي بکشانيم. اولاً بايد اين 19 ميليون نفر را شناسايي کنيم؛ چراکه آنها متعلق به لايههاي مختلف جامعهاند. برخي از آنها تحصيلکردهاند و برخي تحصيلکرده نيستند. پارهيي از آنها مذهبي و پارهيي غيرمذهبياند. ثانياً پس از جريانشناسي جامعهشناسانه اين 19 ميليون نفر، بايد ببينيم چطور ميتوانيم آنها را مجاب کنيم که به خاتمي راي بدهند. فيالمثل براي آنهايي که خيلي مذهبي نيستند يا براي اقشار جوانتر اين افراد چه کار بايد بکنيم و قس عليهذا.
* آيا ظرف 10 ماه آينده چنين مطالعه جامعهشناسانه گستردهيي امکانپذير است؟
بله، امکانپذير است.
* برخي از تحليلگران سياسي طرح اقتصادي دولت احمدي نژاد را معطوف به جلب رضايت طبقات پايين و تلاش وي براي برقراري رابطه با امريکا را در راستاي جلب حمايت طبقه متوسط جديد و طبقات بالاي جامعه ميدانند. اگر دولت احمدينژاد در اجراي طرح مذکور و برقراري رابطه با امريکا موفق شود، به نظر شما شانسي براي پيروزي خاتمي در انتخابات سال آينده باقي ميماند؟
به نظر من حتي اگر احمدينژاد موفق به تنشزدايي با امريکا شود، بسيار بعيد است که طبقه مرفه و تحصيلکرده صرفاً به خاطر شکستن طلسم امريکاستيزي به ايشان راي بدهند. خيلي بعيد است اين امر به تنهايي کفايت کند و اعضاي طبقات مرفه به ساير اقدامات احمدينژاد کاري نداشته باشند و به راحتي بخش عمدهيي از آنها به احمدينژاد راي بدهند.
* طرح اقتصادي دولت چطور؟ يعني اين طرح تا چه حد ميتواند نارضايتيهاي طبقات پايين جامعه را تخفيف دهد و آنها را مجدداً به نفع احمدينژاد وارد عرصه انتخابات کند؟
حتي اگر دولت مقداري پول نقد در ميان مردم توزيع کند، من بعيد ميدانم اين کار بتواند راي زيادي براي ايشان جمع کند. افراد ممکن است اين پول نقد را دريافت کنند، اما اينکه در روز انتخابات به پاي صندوقهاي راي بروند و به احمدينژاد رأي بدهند، بحث ديگري است. در عين حال پرداخت هرگونه پول نقد يا يارانه نقدي آنچنان تورم هولناکي به بار ميآورد که آن سرش ناپيداست.
* با توجه به مخالفت سرسختانه راست راديکال با کانديداتوري خاتمي که نشانههاي آن به تدريج در حال آشکار شدن است، به نظر شما آيا دولت احمدينژاد در حال حاضر با کاهش چشمگير حمايت اجتماعي مواجه شده است که راستگرايان راديکال از کانديداتوري خاتمي در انتخابات سال آينده واهمه دارند يا اينکه آنان صرفاً جاذبه شخصيت خاتمي را علت شکست احتمالي خود در انتخابات سال آينده ميدانند؟
آنچه را که من الان در خشت خام ميبينم، آقاي حسين شريعتمداري هم ميبيند؛ چراکه او هم در اين مملکت زندگي ميکند و به احتمال زياد احساس ميکند خاتمي تنها کسي است که ميتواند در برابر احمدينژاد بايستد. بنابراين در حالي که هنوز خاتمي حرفي از کانديداتوري خود به ميان نياورده است، او به روي خاتمي تيغ کشيده تا مبادا کانديدا شود. پس آنها هم به شانس پيروزي خاتمي باور دارند.
* به هر حال نگفتيد با فرض عبور خاتمي از مرحله نظارت استصوابي، اين کاريزماي خاتمي است که ميتواند احمدينژاد را از قدرت برکنار کند يا اينکه کاهش حمايت اجتماعي از دولت نهم را بايد علت اصلي شکست احتمالي احمدينژاد در انتخابات سال آينده دانست؟
هر دو موثرند. اين دو عامل را نميتوان از يکديگر تفکيک کرد.
* اما ظاهراً شما شخصيت کاريزماتيک خاتمي را عامل مهمتري ميدانيد چرا که اگر پشتوانه اجتماعي دولت احمدينژاد را به ميزان چشمگيري تضعيفشده ميدانستيد، ديگر تاکيدتان بر حضور خاتمي و بيفايده دانستن کانديداتوري ساير اصلاحطلبان بلادليل بود.
خاتمي هم مثل احمدينژاد يکسري ويژگيهايي دارد که او را ممتاز ميکند. خاتمي و اطرافيانش مطلقاً به فساد اقتصادي متهم نيستند. از نظر مردم، خاتمي سادهزيست و سالم است. به نظر من، سلامت اقتصادي خاتمي به پيروزياش کمک ميکند. اما آنچه بيش از هر چيز ميتواند در پيروزي خاتمي موثر باشد، عدم موفقيت دولت احمدينژاد است.
* ظاهراً کليه جريانهاي سياسي کشور، به غير از راست راديکال که دولت را متعلق به خودش ميداند، يعني اپوزيسيون دموکراسيخواه داخلي، اصلاحطلبان، راست محافظهکار (با نمايندگي ناطق نوري و لاريجاني) و راست عملگراي قديم (هاشمي) و جديد (قاليباف) خواستار عدم تداوم عمر دولت احمدينژاد هستند. به نظر شما آيا امکان شکلگيري ائتلافي گسترده ميان تمامي يا لااقل بخش عمدهيي از مخالفان دولت احمدينژاد وجود دارد؟ يعني آيا افراد و احزابي مثل قاليباف و موتلفه اسلامي حاضرند با اصلاحطلبان عليه احمدينژاد ائتلاف کنند؟
من ميخواهم سوال شما را يک مرحله جلوتر ببرم. فرض کنيد پس از يک سلسله رايزنيها، ناطق نوري به عنوان کانديداي موتلفه، طيفي از اصلاحطلبان و - به قول شما - راست عملگراي جديد وارد انتخابات شد. اما من ترديد دارم حتي در چنين شرايطي ناطق نوري بتواند در برابر احمدينژاد راي بياورد؛ چرا که اقدامات و عملکرد احمدي نژاد خيلي نيرومند و پررنگ است و او خيلي راحت ميتواند ناطق نوري را شکست دهد.
* به نظر شما ممکن است بخش عمدهيي از جناحهاي سياسي مذکور از خاتمي حمايت کنند؟
نه، آنقدر که احتمال حمايت آنها از ناطق وجود دارد، چنين احتمالي درباره خاتمي صادق نيست. يعني من هرچه فکر ميکنم موتلفه چطور حاضر ميشود از خاتمي حمايت کند، ميبينم که اين امر شدني نيست.
* آخر شايعات انتخاباتي حاکي از آن است که موتلفه به اصلاحطلبان براي ائتلاف چراغ سبز نشان داده است يا حتي ناطق نوري از خاتمي خواسته که کانديداي رياست جمهوري شود. البته نميدانم اين شايعات تا چه حد صحت دارد.
اگر اين حرفها صحت داشته باشد، نشانگر آن است که عدم رضايت ناطق نوري و قاليباف و موتلفه از احمدينژاد خيلي بيشتر از آن چيزي است که در ظاهر نشان داده ميشود.
* شما در اين مصاحبه فرموديد که تحليل رفتن پتانسيل اجتماعي گذار به دموکراسي در ايران، به کنار رفتن دولت احمدينژاد مي ارزد. اين نکته را ميتوان به اين صورت نيز مطرح کرد که ادامه رياست جمهوري احمدينژاد ممکن است منجر به وقايع ناخوشايندي شود؟
دقيقاً همينطور است. من به عنوان استاد تاريخ تحولات سياسي يکصد سال اخير ايران هيچ ترديدي ندارم اگر اين نظام حفظ نشود، ما حداقل يک قرن به عقب ميرويم. مطلقاً اين تفکر را به خودتان راه ندهيد که اگر اين نظام سقوط کند، چه از درون و چه در اثر حمله امريکا، اوضاع ايران بهتر ميشود. برعکس در صورت فروپاشي نظام سياسي موجود، ما به لحاظ شرايط اقتصادي، صنعتي، کشاورزي و مهمتر از همه به لحاظ شرايط دموکراتيک صد سال به عقب برميگرديم و اساساً ديگر معلوم نيست که ايران به اين صورتي که ما امروزه ميشناسيم، بتواند دوباره شکل بگيرد. اينکه من ميگويم در صورت فروپاشي اين نظام ما صد سال به عقب برميگرديم، دليلش اين نيست که من عاشق آقاي خزعلي يا شيفته آقاي جنتي هستم. مشکلات بنيادي ما يک واقعيت اجتماعي است. شما به مشکلات فعلي عراق و افغانستان نگاه کنيد. تازه اين دو کشور فاقد آن ويژگيهايي هستند که ايران با آن مواجه است. بنابراين به حکم عقل سليم و با در نظر گرفتن تاريخ ايران، ما هيچ چارهيي نداريم جز اينکه به اصلاح تدريجي همين نظارت استصوابي و شوراي نگهبان و قوه قضائيه و... اکتفا کنيم. اتفاقاً من معتقدم که ما به آرامي در حال طي کردن اين مسير هستيم. بنابراين اگر من احساس کنم خطري متوجه کليت نظام شده است، با تمام وجود از نظام جمهوري اسلامي دفاع ميکنم. البته نه به خاطر شيفتگي به فلان مقام سياسي، بلکه به دليل شيفتگي به «ايران» يعني من نميخواهم ايران اسلامي از بين برود. من واقعاً از تهديداتي که اشباح آنها را در تاريکي ميبينم، نگران هستم.
* پس در مجموع ميتوان گفت به رغم اينکه شما يک چهره دموکراسيخواه هستيد، اما حمايتتان از رياست جمهوري خاتمي، بيش از آنکه ناشي از دموکراسيخواهي باشد، برخاسته از ميهندوستي است.
بله، چون معتقدم بعيد نيست احمدينژاد کار دستمان بدهد. خاتمي هرچه بود و هر که بود، به هر حال اين مشکلات را پديد نياورد و امنيت ايران را به خطر نينداخت، بلکه برعکس، کار را براي نئومحافظه کاران امريکا و اسرائيليهايي که به فکر حمله نظامي به ما هستند، به مراتب دشوارتر کرد.
سخنگوی گروه یاری با ابراز تاسف شدید از اقدامات خبرگزاری فارس تنها چند ساعت پس از فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص رعایت کردن اخلاق و دوری کردن از تخریب، اطلاعیه رسمی دفتر سید محمد خاتمی را دلیل محکمی بر اینکه او تصمیمی براي حضور يا عدم حضور در انتخابات رياستجمهوري نگرفته، دانست.
به گزارش پایگاه خبری یاری، بهروز شجاعی در واکنش به انتشار فایل صوتی اظهارات سید محمد خاتمی بعد از تکذیبیه دفتر سید محمد خاتمی توسط خبرگزاری فارس اظهار داشت:«تنها چند ساعت بعد از صحبتهای مقام معظم رهبری در خصوص مسائل اخیر و بداخلاقی های سیاسی و رسانه ای، خبرگزاری فارس که بیش از همگان ادعای پیروی از فرمایشات معظم له را دارد در اقدامی آشکارا بر خلاف توصیه های رهبری عمل کرد.»
این فعال رسانه ای تصریح کرد:« همه خبرنگاران و البته مدیران رسانه ها می دانند آنچه که مورد استناد می تواند قرار بگیرد اخباری است که توسط دفتر یا روابط عمومی مسئولان و شخصیتهای نظام مورد تائید قرار می گیرد و جای تعجب است که خبرگزاری فارس چشم خود را بر این اصل رسانه ای می بندند.»
وی ادامه داد:«آنچه از خط مشی و صحبتهای آقای خاتمی فهمیده ام این است که ایشان به شخصه علاقه چندانی به حضور در انتخابات ندارند و اگر جز این بود گروههای مختلف برای دعوت از او برای حضور در انتخابات تشکیل نمی شد، چرا که ایشان بر خلاف برخی از اصولگرایان که از مدتها پیش تمام طرحها و برنامه هایشان رنگ و بویی انتخاباتی گرفته و این مصلحت و منافع مردم است که با این برنامه ها و طرحها در خطر قرار گرفته است احساس می کند که می شود افراد دیگری هم به میدان انتخابات ریاست جمهوری بیایند و البته صراحتا اعلام کرده و در گذشته نیز نشان داده است که اگر مردم او را بخواهند هر چند که آمدنش ارمغانی جز تخریب و تهمت از سوی مدعیان اخلاق و اصول برایش نداشته باشد به میدان می آید، او این تخریب ها را به جان می خرد، اما صادقانه برای مردم و برای ایران کار می کند و امروز دستاورهای دولت خاتمی و دولت احمدی نژاد برای هر ایرانی کاملا قابل لمس است و مردم به خوبی می توانند قضاوت کنند که خاتمی موفق بود یا احمدی نژاد، سفره آنها در زمان خاتمی رنگین تر بود یا در زمان احمدی نژاد، لبخند و آرامش اعصاب و روان بیشتر در دولت خاتمی بود یا احمدی نژاد.»
شجاعی تاکید کرد:«آقای خاتمی بارها و بارها اعلام کرده است که اگر بخواهد بیاید و یا اگر بخواهد نیاید علنا آن را اعلام می کند و دلایل آن را به مردم می گوید و خاتمی هم هیچ رودربایستی با مردم ندارد و به مانند بعضی دیگر به آنها دروغ نمی گوید و حتی روزی که همه عوامل بسیج شده بودند تا او نتواند کاری از پیش ببرد آن را با صدایی بلند و رسا به مردم گفت چرا که خاتمی از مردم و برای مردم است.»
وی فایل صوتی منتشر شده را فاقد اعتبار عنوان کرد و گفت:« اول آنکه کسی که این سئوال را پرسیده است به عنوان خبرنگار نبوده و به عنوان یک فرد عادی بوده است، دوم اینکه صدای آقای خاتمی در این فایل صوتی کاملا مبهم است، سوم اینکه این صحبتهای آقای خاتمی چه در مورد تصمیم به آمدن و چه در مورد نیامدن باشد تا وقتی که به صورت رسمی اعلام نشود فاقد هرگونه ارزش خبری است و اینگونه اخبار تنها به درد اخبار ویژه محرمانه می خورد و نه اخبار رسمی و قابل استناد.»
این فعال رسانه ای با اشاره به تیتر انتخابی «فايل صوتي انصراف خاتمي از نامزدي انتخابات رياست جمهوري» توسط این خبرگزاری، اظهار داشت:«این خبرگزاری گویا از یاد برده است که انصراف را برای شخصی به کار می برند که اعلام کاندیداتوری کرده است و بنا به دلایلی از تصمیم خود اعلام انصراف می کند در صورتی که آقای خاتمی کاندیدا نشده است که بخواهد اعلام انصراف کند.»
سخنگوی گروه یاری از این اقدام خبرگزاری فارس به عنوان ذوق زدگی بچگانه یاد کرد و افزود:«آنچه که مهم است و باید مورد دقت مردم عزیز قرار بگیرد این است که چرا رسانه ای مثل فارس تمام تلاش خود را برای جلوه دادن این موضوع که خاتمی نمی آید گذاشته است؟ چرا این رسانه تمام تلاش خود را اختلاف افکنی بین اصلاح طلبان قرار داده است؟ چرا این رسانه دولت نهم را دولتی کاملا ایده آل نشان می دهد و به شیوه ای کاملا غیر اخلاقی با منتقدان حتی اگر هم خودی باشد برخورد می کند و خود را اصولگرا و حرفه ای می داند.»
شجاعی تاکید کرد:«باید دید که فارس بر اساس اصول حرفه ای عمل می کند یا بر اساس منافع حزبی؟ باید دید چرا از آمدن خاتمی می ترسند، مدعیان اصولگرایی اگر فکر می کنند خاتمی بیاید مردم به او پشت می کنند و به او رای نمی دهند پس چرا تمام وجودشان از شنیدن نام خاتمی به رعشه می افتد؟ حتی گروههایی همچون انصارحزب الله امروز می گویند بگذارید خاتمی بیاید تا محبوبیت خود را محک بزند اما رسانه ای به ظاهر حرفه ای مانند فارس حتی به این هم نرسیده است.»
این فعال رسانه ای تصریح کرد:«تمام این جو سازی ها یک معنا بیشتر ندارد و آن این است که اگر خاتمی بیاید منافع بسیاری به خطر می افتد و خاتمی به واقع رای آورترین گزینه است، چرا که او با صداقت با مردم رفتار کرده و سخن گفته و هیچ گاه به خاطر قدرت دروغ پیشگی نکرده، تخریب نکرده و افترا به این و آن نبسته است.»
سخنگوی گروه یاری خاطر نشان کرد:«اگر خاتمی واقعا آنطور که خبرگزاری فارس اعلام کرده است می خواست نیاید امروز تکذیبیه نمی داد و تاکید نمی کرد که تصمیمی برای آمدن یا نیامدن نگرفته است.»
جمعه 26 مهر 87
ليگ برتر ايران
استقلال - برق شيراز ، ساعت 16:45
بوندسليگاي آلمان
بوخوم - مونشن گلادباخ ، ساعت 22
شنبه 27 مهر 87
ليگ برتر ايران
پرسپوليس - فولاد خوزستان ، ساعت 17
ليگ برتر انگليس
ميدلزبورو - چلسي ، ساعت 15:15
آرسنال - اورتون ، ساعت 17:30
ليورپول - ويگان ، ساعت 17:30
منچستر يونايتد - وست برومويچ ، ساعت 20
سري آ ايتاليا
فيورنتينا - رجينا ، ساعت 19:30
ناپولي - يوونتوس ، ساعت 22
لاليگاي اسپانيا
آتلتيکو مادريد - رئال مادريد ، ساعت 21:30
اسپانول - ويارئال ، ساعت 23:30
بوندسليگاي آلمان
وردربرمن - دورتمند ، ساعت 17
کارلسروهه - بايرن مونيخ ، ساعت 17
فرانکفورت - لورکوزن ، ساعت 17
مسابقات نوجوانان آسیا (فینال):
ایران - کره جنوبی ، ساعت 14:30
يکشنبه 28 مهر 87
ليگ برتر انگليس
هال - وستهام ، ساعت 17:30
استوک - تاتنهام ، ساعت 18:30
سري آ ايتاليا
ميلان - سامپدوريا ، ساعت 16:30
بولونا - لاتزيو ، ساعت 16:30
رم - اينتر ، ساعت 22
لاليگاي اسپانيا
والنسيا - نومانسيا ، ساعت 18:30
خيخون - اوساسونا ، ساعت 18:30
بيلبائو - بارسلونا ، ساعت 20:30
آلمريا - سويا ، ساعت 22:30
بوندسليگاي آلمان
هامبورگ - شالکه ، ساعت 18:30
دوشنبه 29 مهر 87
ليگ برتر انگليس
نيوکاسل - منچستر سيتي ، ساعت 22:30
با وجود اینکه به علت عدم انعقاد قرارداد میان سازمان صدا و سیما و نماینده کنفدراسیون فوتبال آسیا، پخش مستقیم بازی ایران و کره شمالی از شبکه سوم سیما وضعیتی مبهم دارد، این دیدار از چند کانال ورزشی منطقه به صورت زنده پخش خواهد شد.
سعودی اسپرت، الکاس و کویت اسپرت از جمله کانال هایی هستند که روز چهارشنبه 24 مهرماه از ساعت 17 این دیدار را به صورت آزاد پخش خواهند کرد.
فرکانس و جهت کانال های پخش زنده این دیدار به شرح زیر است:
کانال Saudi Sport ، جهت بدر ، فرکانس 12015 ، پخش به صورت آزاد
کانال Alkass ، جهت بدر ، فرکانس 12034 ، پخش به صورت آزاد
کانال Kuwait TV3 ، جهت بدر ، فرکانس 12523 ، پخش به صورت آزاد
سه شنبه 23 مهر 87
جام جهانی فوتسال:
ایران - ایتالیا ، ساعت 17
چهارشنبه 24 مهر 87
مقدماتی جام جهانی:
ایران - کره شمالی ، ساعت 17
پرتغال - آلبانی ، ساعت 23:30
یونان - سوئیس ، ساعت 22
لتونی - رژیم اشغالگر ، ساعت 21:30
چک - اسلوونی ، ساعت 21:30
اسلوواکی - لهستان ، ساعت 21:45
روسیه - فنلاند، ساعت 18:30
آلمان - ولز ، ساعت 22:15
بلژیک - اسپانیا ، ساعت 22:15
استونی - ترکیه ، ساعت 22
بلاروس - انگلیس ، ساعت 21:30
کرواسی - آندورا ، ساعت 21:30
اتریش - صربستان ، ساعت 22
گرجستان - بلغارستان ، ساعت 21:30
ایتالیا - مونته نگرو ، ساعت 22:20
نروژ - هلند ، ساعت 20:30
مسابقات قهرمانی نوجوانان آسیا (مرحله نیمه نهایی):
ایران - امارات ، ساعت 13:30
تيم ملي نوجوانان ايران در مرحله يک چهارم نهايي مسابقات قهرماني آسيا، با کسب پيروزي دو بر صفر مقابل نوجوانان سوريه، ضمن راهيابي به مرحله نيمه نهايي بازی ها، جواز صعود به رقابت های جام جهاني نوجوانان را کسب کرد.
بازي تيم هاي ايران و سوريه در حالي به سود ايران خاتمه يافت که تا اواسط نيمه دوم شاهد رقابتي برابر از جانب دو تيم بوديم، اما تعويض خوب علي دوستي، سرمربي نوجوانان ايران جريان بازي را به سود ايران تغيير داد.
يکي از شاخص ترين بازيکنان ايران در اين ديدار، پيام صادقيان مهاجم شماره 11 بود که بارها با حرکات زيباي تکنيکي، سد دفاعي حريف را به هم ريخت و روي گل دوم نيز بسيار تاثيرگذار ظاهر شد. اين بازيکن اگر بيشتر در خدمت تيم کار کند و از تک روي هاي خودخواهانه که اغلب در بازيکنان کم سن و سال ديده مي شود بکاهد، احتمالا آينده اي درخشان در فوتبال ايران پيش روي خواهد داشت و نام او را بيشتر خواهيم شنيد.
مرحله نیمه نهایی مسابقات نوجوانان آسیا روز چهارشنبه از ساعت 13:30 به وقت تهران با بازی تیم های ایران و امارات پی گیری می شود تا برنده آن رقابت یک پای فینال بازی ها باشد.
مسابقات جام جهانی نوجوانان نیز سال 2009 میلادی به میزبانی نیجریه برگزار خواهد شد.
از روز آغاز مسابقات جام فوتسال 2008 برزیل این بازی ها از طریق کانال های Rai Sport و یورو اسپرت 1 و 2 به طور کامل پوشش داده شده است.
در ادامه این مسابقات، فردا یکشنبه 21 مهرماه از ساعت 17 به وقت تهران دیدار تیم های برزیل و ایتالیا برگزار خواهد شد و از ساعت 19 به وقت تهران نیز ایران به مصاف اوکراین خواهد رفت.
روز سه شنبه 23 مهر ماه نیز ایران از ساعت 17 به وقت تهران با ایتالیا دیدار می کند.
فرکانس و جهت کانال های پخش مستقیم این رقابت ها به شرح زیر است:
کانال Rai Sport ، جهت هاتبرد، فرکانس 11804 ، پخش به صورت آزاد
کانال EuroSport ، جهت هاتبرد ، فرکانس 11240 ، پخش از پکيج پلست
کانال EuroSport2 ، جهت هاتبرد ، فرکانس 11240 ، پخش از پکيج پلست
علاوه بر این شبکه سوم سیما نیز مسابقات تیم ایران را به صورت زنده پخش می کند.
شنبه 20 مهر 87
مقدماتی جام جهانی:
سوئد - پرتغال ، ساعت 21:30 به وقت تهران
سوئيس - لتوني ، ساعت 19:15 به وقت تهران
لوکزامبورگ - رژيم اشغالگر ، ساعت 21:45 به وقت تهران
يونان - مولداوي ، ساعت 22 به وقت تهران
لهستان - چک ، ساعت 22 به وقت تهران
آلمان - روسيه ، ساعت 22:15 به وقت تهران
استوني - اسپانيا ، ساعت 22:15 به وقت تهران
انگليس - قزاقستان ، ساعت 19:45 به وقت تهران
اوکراين - کرواسي ، ساعت 20:30 به وقت تهران
روماني - فرانسه ، ساعت 22:10 به وقت تهران
بلغارستان - ايتاليا ، ساعت 21:45 به وقت تهران
اسکاتلند - نروژ ، ساعت 17:30 به وقت تهران
هلند - ايسلند ، ساعت 22:15 به وقت تهران
جام جهانی فوتسال:
ایران - برزیل ، ساعت 17 به وقت تهران
یکشنبه 21 مهر 87
مسابقات قهرمانی نوجوانان آسیا:
ایران - سوریه ، ساعت 14:30 به وقت تهران
جام جهانی فوتسال:
ایران - اوکراین ، ساعت 19 به وقت تهران
تیم ملی نوجوانان ایران امروز دست به کاری بزرگ زد و در دومین دیدار از مرحله گروهی مسابقات قهرمانی نوجوانان زیر 16 سال آسیا، به پیروزی ارزشمند دو بر یک مقابل ازبکستان، میزبان رقابت ها دست یافت.
آنچه که در این دیدار بیش از هر چیز به چشم آمد، حرکت های ترکیبی تمرین شده بازیکنان ایران بود که در تیم های پایه کمتر سابقه داشته است. نوجوانان ایران طی 90 دقیقه مسابقه بارها صاحب موقعیت های خطرناک شدند که این فرصت ها در اغلب موارد حاصل سرعت بالای انتقال توپ در میدان بود. تیم ایران چه زمانی که بازی مساوی بود و چه وقتی که از حریف پیش افتاده بود، روالی سرعتی و هجومی در پیش گرفت، طوری که در این دیدار هرگز شاهد ضد فوتبال از سوی نوجوانان ایران نبودیم.
گذشته از این موارد، تمرکز بازیکنان ایران در تمامی لحظات مسابقه در مقابل تشویق های تماشاگران پرتعداد میزبان ستودنی بود. این امیدواری وجود دارد که با ثبات در حرکت تیم ملی نوجوانان، پس از پیروزی احتمالی مقابل تیم سنگاپور در آخرین بازی مرحله گروهی، بازیکنان ایران هفته آینده در مرحله یک چهارم نهایی هم شایسته ظاهر شوند تا بالاخره پس از چند دوره، شاهد صعود تیم ملی نوجوانان به مسابقات قهرمانی جهان باشیم.
با وجود اینکه مدتی است سایت فدراسیون فوتبال ایران بار دیگر و با آدرس اینترنتی جدید فعال شده، اما به نظر می رسد روابط عمومی فدراسیون در امر اطلاع رسانی مناسب و به موقع برخی اخبار چندان موفق عمل نمی کند.
از روز قرعه کشی مسابقات جام حذفی باشگاه های کشور حدود یک هفته می گذرد، اما سایت فدراسیون پس از انجام قرعه کشی در خبری کوتاه تنها به درج نام حاضران در جلسه قرعه کشی، تعداد تیم های شرکت کننده و روز آغاز مسابقات اکتفا کرد و برخلاف سال های گذشته حتی برنامه بازی های دور اول پرسپولیس و استقلال هم در اختیار رسانه ها قرار نگرفت. با وجود گذشت یک هفته از انجام قرعه کشی هنوز هم چارت رقابت های امسال در هیچ یک از خبرگزاری ها به چشم نمی خورد. این در حالی است که در تمام کشورهای صاحب فوتبال برنامه مسابقات با سرعت و کیفیتی فوق العاده در اختیار اصحاب رسانه قرار می گیرد و علاقه مندان در هر نقطه ای از جهان به راحتی و به طور کامل از چگونگی برگزاری رقابت ها و چارت مسابقات مطلع می شوند.
به نظر می رسد، مسئولین فدراسیون فوتبال هنوز امر اطلاع رسانی را که در فوتبال روز دنیا از اهمیتی فوق العاده برخودار است، چندان جدی نگرفته اند و فراموش کرده اند که میلیون ها علاقه مند به فوتبال انتظار دارند، اخبار مهم فدراسیون با سرعت به آنان منتقل شود.
بسیاری از فوتبالدوستان ایرانی عاشق بازیکنان تکنیکی و دریبل زن هستند و همچون برزیلی ها زیبایی فوتبال را در حرکات چنین بازیکنانی جست و جو می کنند. درست است که بازی فوتبال تنها در دریبل و حرکات تکنیکی خلاصه نمی شود و امروز در فوتبال جهان بازی تک ضرب حرف اول را می زند، اما وجود بازیکنان تکنیکی است که ظرافت های فوتبال و جادوی توپ گرد را نمایان می کند و هواداران این ورزش محبوب را به وجد می آورد. چنین بازیکنانی اما در فوتبال امروز دنیا انگشت شمار یافت می شوند. شاید گرایش مربیان به بازی تک ضرب یکی از دلایلی باشد که موجب شده در سال های اخیر کمتر شاهد ظهور بازیکنانی تکنیکی همچون مارادونا، رونالدینهو، مسی، زیدان و سایرین در فوتبال دنیا باشیم، اما در هر صورت روند تاریخی فوتبال ثابت کرده فوتبالیست های تکنیکی خیلی زود به محبوبیت می رسند و شاید به همین خاطر باشد که علی کریمی یکی از محبوب ترین فوتبالیست های تاریخ مملکت ماست.
از آخرین هنرنمایی های کریمی با پیراهن پرسپولیس و تیم ملی چند سالی گذشته و کریمی در سال های اخیر کم فروغ تر از قبل ظاهر شده و البته به لحاظ کار تیمی پیشرفت های چشم گیری داشته، اما به عنوان یک بازیکن تکنیکی مدت هاست که کمتر حرکات ویرانگر او را شاهد بوده ایم.
اما به نظر می رسد بازگشت علی کریمی به پرسپولیس تولدی دوباره برای شماره هشت خوش تکنیک فوتبال ایران بوده. کریمی اگرچه در بازی اول مقابل پگاه چندان با سایر بازیکنان هماهنگ نبود، اما در دیدار با استقلال وقتی با نمایشی زیبا و خیره کننده آبی های تهران را مقهور حرکات تکنیکی خود کرد، اهالی فوتبال را به یاد همان علی کریمی همیشگی انداخت و کار به جایی رسید که در نیمه دوم مسابقه سرمربی استقلال، بیژن کوشکی را تنها به قصد مهار علی کریمی به میدان فرستاد، اما در نهایت جادوگر سرخ ها کار خود را کرد و در دو دقیقه مانده به پایان مسابقه همچون داربی سال 79 گل نجات بخش دیگری را برای پرسپولیس به ثبت رساند.
کریمی ثابت کرد، هنوز همان جادوگر سابق است که اگر بخواهد و انگیزه لازم را داشته باشد، همچنان می تواند بدرخشد و با حرکات استثنایی فوتبالدوستان را هیجان زده کند.
عملکرد خوب علی کریمی، افشین قطبی را هم به وجد آورد، طوری که سرمربی پرسپولیس در کنفرانس مطبوعاتی اظهار کرد: « کریمی آنقدر مهارت دارد كه هنگام دربیل زدن هر ببینده ای احساس میكند توپ را در جورابش گذاشته و بازیكنان را جا میگذارد. خوشحالم که بازیکنی با این کیفیت تا پایان فصل با ما خواهد بود. كریمی زیدان فوتبال آسیاست.»
مصاحبه جنجالی امیر قلعه نویی پس از پایان داربی پایتخت را می توان به یک جر زنی کودکانه تشبیه کرد.
او که طبق معمول با غرور و لحن نه چندان مودبانه ای پاسخگوی خبرنگاران بود، با اصرار بر اینکه استقلال موقعیت های گل زیادی داشته، سعی داشت اینگونه وانمود کند که تساوی نتیجه عادلانه ای برای داربی نبوده.
قلعه نویی در پاسخ به خبرنگاری که اظهار داشت پرسپولیس نبض بازی را در اختیار داشته، مدعی شد: « پرسپولیس به غیر از تك به تك توره و یكی، دو شوت از راه دور فرصت دیگری نداشت و فرصتهای این تیم بیشتر به دلیل خلاقیتهای فردی بود تا كارهای تاكتیكی » او در ادامه گفت: « اگر شما مربیگری بلد بودید، میدانستید كه سوار بازی بودن با موقعیت ساختن تفاوت دارد.»
قلعه نویی در مورد گل علی کریمی هم اینگونه اظهار نظر کرد: « گلی كه تیم پرسپولیس به ثمر رساند بر روی یك پاس 70 متری و در واقع یك توپ "بكش زیرش" بود كه بیژن كوشكی یار مستقیم خود را نگرفت اما، در مقابل ما چهار بار در عمق دفاع پرسپولیس تك به تك شدیم.»
گویا امیر قلعه نویی فراموش کرده که هرگاه در مسابقه فوتبال تیمی به دفاع مطلق روی می آورد و با تمرکز چندین بازیکن در محوطه جریمه خودی و انجام بازی بسته در مقابل تیمی هجومی می ایستد و تنها چشم به ضد حملات دارد، حریف برای شکستن دیوار دفاعی راهی جز سانتر از جناحین و شوت از راه دور نخواهد داشت. مسلم است که وقتی تیمی باز و هجومی بازی می کند و به اصطلاح سوار بازی است، تیم مدافع در طول مسابقه روی ضد حملات صاحب چند موقعیت گل هم خواهد شد و این به معنی برتری تاکتیکی تیم مدافع نیست. در این مسابقه، تیم استقلال به جز ضد حملاتی که با فرارهای برهانی انجام داد، برنامه هجومی خاصی حتی در نیمه اول در دستور کار نداشت. چربش تاکتیکی و برتری هافبک های پرسپولیس، به قدری بود که در هیچ مقطعی از مسابقه هافبک های استقلال فرصت میدان داری پیدا نکردند و آبی های تهران تنها به تشکیل لایه های دفاعی مشغول بودند. آمارهای مسابقه، از جمله درصد تصاحب توپ و چگونگی گردش توپ در زمین، گویای این مطلب است که ابتکار عمل در این مسابقه در اختیار تیم پرسپولیس بود.
آنچه مشخص است، ادبیات امیر قلعه نویی به هیچ وجه در شان سرمربی یک تیم لیگ برتری نیست. در این مصاحبه یکی از خبرنگاران از لحن تحقیرآمیز قلعه نویی نسبت به تیم حریف انتقاد کرد و گفت، قطبی بازی تیم شما را تحسین كرد. قلعه نویی اما با بی احترامی به سرمربی پرسپولیس، پاسخ داد: «افشین قطبی كسی نیست كه بتواند درباره من صحبت كند.»
او همچنین به یكی از خبرنگاران كه سوالاتی را مطرح میكرد، گفت: « یا یك سوال بپرس و یا ساكت باش»
در شرایطی كه اطرافیان امیر قلعهنویی در كنفرانس مطبوعاتی بارها نظم این نشست را در انتقاد به سوالاتی كه از سرمربی استقلال پرسیده میشد، برهم میزدند، در نهایت درگیری لفظی بالا گرفت و قلعهنویی نیز محل كنفرانس مطبوعاتی را ترك كرد.
جمعه 12 مهر 87
لیگ برتر ایران:
پرسپولیس - استقلال ، ساعت 15 به وقت تهران
کانال IRIB2 ، هاتبرد ، فرکانس 12437 ، پخش به صورت آزاد
بوندسلیگای آلمان:
بیله فلد - کارلسروهه ، ساعت 22 به وقت تهران
کانال Dubai Sport ، بدر ، فرکانس 12130 ، پخش به صورت آزاد
شنبه 13 مهر 87
مسابقات نوجوانان قهرمانی آسیا:
ایران - بحرین ، ساعت 18:30 به وقت تهران
کانال Saudi Sport ، بدر ، فرکانس 12015 ، پخش به صورت آزاد
جی لیگ ژاپن:
اف سی توکیو - شیمیزو اسپالز ، ساعت 9:30 به وقت تهران
کانال EuroSport2 ، هاتبرد ، فرکانس 11240 ، پخش از پکیج پلست
لیگ امارات:
الوحده - الاهلی ، ساعت 16:45 به وقت تهران
کانال Dubai Sport ، بدر ، فرکانس 12130 ، پخش به صورت آزاد
النصر - الشارجه ، ساعت 19:30 به وقت تهران
کانال Dubai Sport ، بدر ، فرکانس 12130 ، پخش به صورت آزاد
لیگ عربستان:
الاتحاد - النصر ، ساعت 20:30 به وقت تهران
کانال Saudi Sport ، بدر ، فرکانس 12015 ، پخش به صورت آزاد
کانال Abu Dhabi Sport ، بدر ، فرکانس 11804 ، پخش به صورت آزاد
لیگ اسکاتلند:
سلتیک - هامیلتون ، ساعت 17:30 به وقت تهران
کانال Polsat Sport Extra ، هاتبرد ، فرکانس 11158 ، پخش از پکیج پلست
لیگ فرانسه:
مارسی - کان ، ساعت 20:30 به وقت تهران
کانال TV5 Monde Orient ، هاتبرد ، فرکانس 12073 ، پخش به صورت آزاد
لیگ هلند:
آیندهوون - گرافشاپ ، ساعت 21:15 به وقت تهران
کانال Polsat Sport Extra ، هاتبرد ، فرکانس 11158 ، پخش از پکیج پلست
یکشنبه 14 مهر
لیگ هلند:
فاینورد - ان ای سی ، ساعت 16 به وقت تهران
کانال Polsat Sport Extra ، هاتبرد ، فرکانس 11158 ، پخش از پکیج پلست
سری آ ایتالیا:
آتالانتا - سامپدوریا ، ساعت 16:30 به وقت تهران
کانال Polsat Sport ، هاتبرد ، فرکانس 11158 ، پخش از پکیج پلست
دوشنبه 15 مهر
مسابقات نوجوانان قهرمانی آسیا:
ایران - ازبکستان ، ساعت 14:30 به وقت تهران
کانال Saudi Sport ، بدر ، فرکانس 12015 ، پخش به صورت آزاد
لیگ پرتغال:
لیکنسس - بنفیکا ، ساعت 23:30 به وقت تهران
کانال RTP Interantional ، هاتبرد ، فرکانس 10723 ، پخش به صورت آزاد
باکس اول:
نظرسنجی این هفته برنامه 90 ایده جالبی بود از عادل فردوسی پور. سال های سال بود که بحث اختلاف زیاد تعداد طرفداران پرسپولیس نسبت به استقلال بین اهالی فوتبال و ورزشی نویس ها وجود داشت، در حالی که آماری رسمی برای اثبات این ادعا موجود نبود، اما نظرسنجی برنامه 90 بسیاری از مسائل را ثابت کرد.
این نظر سنجی با استقبال بیش از یک میلیون و 500 هزار نفر بیننده تلویزیونی مواجه شد و از آنجا که این تعداد جامعه آماری کاملا قابل استناد، محکم و با توجه به بدیهیات علم آمار بازگو کننده واقعیت جامعه است، می تواند فصل الخطابی برای بحث میزان طرفداران دو تیم پرسپولیس و استقلال باشد.
در نظرسنجی صورت گرفته، از بینندگان سوال شد، شما طرفدار کدام یک از تیم های باشگاهی ایران هستید؟ گزینه 1 استقلال، گزینه 2 پیروزی، گزینه 3 سایر تیم ها و گزینه 4 هیچکدام.
از میان بیش از یک میلیون و 500 هزار نفر شرکت کننده که اقشار و گروه های مختلف جامعه را شامل می شدند، 61 درصد رای به طرفداری از تیم پرسپولیس دادند، 35 درصد اعلام کردند طرفدار تیم استقلال هستند، 3 درصد طرفدار سایر تیم ها بودند و یک درصد طرفدار هیچ تیمی نبودند.
متاسفانه طی سال های اخیر نام پرسپولیس و استقلال همواره در کنار یکدیگر مطرح شده و اینگونه وانمود شده است که این دو تیم تقریبا به یک میزان هوادار دارند و سعی شده به این دو تیم در رسانه های مختلف با یک چشم نگاه شود، اما واقعیت های جامعه نشان می دهد، این دو تیم به لحاظ میزان هوادار در یک ردیف قرار ندارند و به این جهت سال های طولانی است که در حق اکثریت قاطع مردم ایران که طرفدار تیم پرسپولیس هستند، اجحاف شده است. البته که تیم استقلال هم شایسته احترام است، اما حق این است که برای احترام به مردم، توجه به هر تیم متناسب با میزان هواداران آن تیم باشد. پرسپولیس نزدیک به دو برابر تیم استقلال طرفدار دارد و البته این میزان علاقه مردم به تیم پرسپولیس ریشه در بسیاری مسائل تاریخی دارد که تا حدود زیادی به هویت اولیه این دو باشگاه مربوط می شود و در این یادداشت فرصت مطرح کردن آن موارد نیست، اما آنچه آمارهای گرفته شده، میزان استقبال مردم از مسابقات و بسیاری شواهد و قرائن مشخص و آشکار نشان داده است، تفاوت زیاد میان تعداد طرفداران پرسپولیس و استقلال است و این واقعیت در مقابل آن دیدگاه سطحی و تخمینی برخی مسئولین قرار دارد که گاها در میان حرف هایشان اشاره می کنند هریک از این دو تیم صاحب 20 میلیون طرفدار هستند. این دیدگاه از آنجا ناشی می شود که برخی مسئولین فرض گرفته اند طرفداران این دو تیم تقریبا برابر هستند در حالی که به هیچ وجه اینگونه نیست.
حرف آخر آنکه همانطور که به بهانه زیاد بودن مجموع طرفداران پرسپولیس و استقلال توجه رسانه ها به این دو تیم خیلی بیشتر از سایر تیم ها است و البته با توجه به فاصله زیاد تعداد طرفداران این دو تیم نسبت به سایر تیم ها، عدالت هم همین است، اما با تکیه بر همین استدلال بر مسئولین و رسانه ها واجب است که به نظر و عقیده اکثریت قاطع مردم احترام بگذارند و به خود این دو تیم هم به نسبت میزان طرفدارانشان توجه داشته باشند. نباید از اذعان به این موضوع واهمه داشت که پرسپولیس پرطرفدارترین تیم ایران و استقلال با فاصله ای نسبتا زیاد دومین تیم پرطرفدار ایران است. این موضوع واقعیتی است که از بزرگی هیچ یک از این دو تیم محبوب ایران نمی کاهد و موجب می شود عدالت واقعی بین آنها به نسبت میزان هوادارانشان برقرار شود.
باکس دوم:
ترکیب پرسپولیس برای داربی روز جمعه به یک معما تبدیل شده. با توجه به اینکه قطبی همواره علاقه خاصی به سیستم 1-3-2-4 نشان داده، در این دیدار هم احتمالا پرسپولیس را با همین شیوه ارنج خواهد کرد، اما با توجه به آماده بودن تمام ستاره های تیم، اینکه کدام بازیکن شاخص نیمکت نشین خواهد شد، معمایی بزرگ است. از جمع 5 نفره باقری، کریمی، پتروویچ، نیکبخت و توره یک نفر بیرون از ترکیب اصلی قرار می گیرد، مگر اینکه کریم باقری به پست هافبک دفاعی منتقل شود و در عوض از میان زارع یا نوری یک نفر به نیمکت ذخیره ها تبعید شود. گفته می شود، ITC دی کارموی برزیلی هم رسیده است. به این ترتیب با توجه به رضایت قطبی از وضعیت فنی این بازیکن، به نظر می رسد پیش بینی ترکیب پرسپولیس برای داربی دشوارتر هم شده. هرچند بعید است که دی کارمو در این دیدار فیکس بازی کند.
چهارشنبه 10 مهر 87
ليگ قهرمانان اروپا:
لیورپول - آیندهوون ، ساعت 22:15 به وقت تهران
کانال TVP2 ، هاتبرد ، فرکانس 12188 ، پخش از پکيج پلست
پنج شنبه 11 مهر 87
جام يوفا:
ويسلا - تاتنهام ، ساعت 17:10 به وقت تهران
کانال TVP2 ، هاتبرد ، فرکانس 12188 ، پخش از پکيج پلست
شالکه - آپوئل ، ساعت 19:45 به وقت تهران
کانال ZDF ، هاتبرد ، فرکانس 11054 ، پخش به صورت آزاد
کانال Polsat Sport ، هاتبرد ، فرکانس 11158 ، پخش از پکيج پلست
زوريخ - ميلان ، ساعت 21:45 به وقت تهران
کانال Odeon Sat ، هاتبرد ، فرکانس 11200 ، پخش به صورت آزاد
کانال Polsat Sport ، هاتبرد ، فرکانس 11158 ، پخش از پکيج پلست
اودينزه - دورتمند ، ساعت 22:15 به وقت تهران
کانال ZDF ، هاتبرد ، فرکانس 11054 ، پخش به صورت آزاد
کانال Polsat Sport Extra ، هاتبرد ، فرکانس 11158 ، پخش از پکيج پلست
بنفيکا - ناپولي ، ساعت 22:45 به وقت تهران
کانال Direct8 ، هاتبرد ، فرکانس 12539 ، پخش به صورت آزاد