با یک تقسیم بندی ساده، می توان فوتبالی ها را در دو گروه جای داد. افرادی هستند که فقط 90 دقیقه مسابقه برای آنها جذاب است و آنچنان پیگیر حواشی و اتفاقات اطراف فوتبال نیستند و در واقع این گروه، زیاد ذهن خود را درگیر فوتبال نمی کنند. فقط دوست دارند هفته ای دو ساعت مسابقه تیم مورد علاقه شان را تماشا کنند.
حالا هم که ماه اول فصل تابستان است و خبری از لیگ برتر فوتبال ایران نیست و مسابقات اروپایی هم به جز جام سرکاری اینترتوتو همه تعطیل هستند و جام ملت های اروپا هم تمام شده است، این دسته از فوتبالی ها به کلی پرونده فوتبال را به بایگانی سپرده اند و منتظرند که از نیمه مرداد ماه باز هم فصل جدید رقابت ها آغاز شود.
اما یک گروه دیگر از علاقه مندان به فوتبال هستند که تمام ریز و درشت دنیای توپ گرد را دنبال می کنند و نگاه حرفه ای تری دارند.
این گروه از فوتبالی ها، این مقطع سال را که دوران قحطی مسابقات است، مهمترین و سرنوشت سازترین دوره برای تیم مورد علاقه شان می دانند. چراکه فصل نقل و انتقالات فوتبال با گرما و حرارت هرچه تمام تر در این مقطع در جریان است.
آنها که حرفه ای تر به فوتبال نگاه می کنند، می دانند که مدعیان قهرمانی تا حدود زیادی در همین فصل نقل و انتقالات خود را از سایر رقبا جدا می کنند، به طوری که در پایان مهلت نقل و انتقالات با اطمینان بالای 90 درصد می توان چهار، پنج تیم را به عنوان بخت های نخست کسب عنوان قهرمانی معرفی کرد.
به همین خاطر، طرفداران پر و پا قرص فوتبال، این روزها چشم و گوش خود را تیز کرده اند و هر روز با هیجان پیگیر اخبار نقل و انتقالات تیم های محبوب خود هستند.
در فصل نقل و انتقالات اما اتفاقات جالب و باور نکردنی هم کم رخ نمی دهد. بعضی بازیکنان هستند که ابتدا با یک باشگاه پرطرفدار قرارداد داخلی می بندند و با پیراهن تیم عکس یادگاری می گیرند و با بیان این قبیل جملات که از بچگی عاشق فلان اسطوره این باشگاه بودم، همیشه عکس های این تیم را روی در و دیوار اتاقم می چسباندم، سعی می کنند خود را در دل هواداران جای دهند، اما چند روزی از این حرف ها نمی گذرد که سر از تیم رقیب درمی آورند و مدعی می شوند که از اول هم دلشان با همین تیم دومی بوده است و از بچگی فقط و فقط همین تیم را دوست داشته اند.